bichromate

[ایالات متحده]/ˈbɪkrəʊmɪt/
[بریتانیا]/ˌbɪkroʊˈmeɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نمک یا استر اسید بی‌کرومیک؛ ترکیبی که حاوی یون دی‌کرومات Cr₂O₇²⁻ است.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

bichromate solution

محلول بی‌کرومات

bichromate paper

کاغذ بی‌کرومات

bichromate developer

ظهورکننده بی‌کرومات

bichromate staining

رنگ‌آمیزی بی‌کرومات

bichromate salts

نمک‌های بی‌کرومات

bichromate-based test

تست مبتنی بر بی‌کرومات

bichromate toxicity

سمیت بی‌کرومات

bichromate exposure

قرار گرفتن در معرض بی‌کرومات

bichromate waste

ضایعات بی‌کرومات

bichromate removal

حذف بی‌کرومات

جملات نمونه

the laboratory used bichromate for the chemical reaction.

آزمایشگاه از بی‌کرومات برای واکنش شیمیایی استفاده کرد.

bichromate is often used in dyeing processes.

بی‌کرومات اغلب در فرآیندهای رنگرزی استفاده می‌شود.

safety precautions are necessary when handling bichromate.

هنگام کار با بی‌کرومات، اقدامات احتیاطی ایمنی لازم است.

the presence of bichromate can indicate pollution.

حضور بی‌کرومات می‌تواند نشان‌دهنده آلودگی باشد.

bichromate solutions must be disposed of properly.

باید به درستی از محلول‌های بی‌کرومات دفع کرد.

in some cases, bichromate is used as a preservative.

در برخی موارد، از بی‌کرومات به عنوان یک نگهدارنده استفاده می‌شود.

researchers are studying the effects of bichromate on health.

محققان در حال بررسی اثرات بی‌کرومات بر سلامت هستند.

bichromate can be hazardous if ingested.

بی‌کرومات در صورت بلعیدن می‌تواند خطرناک باشد.

the color of the bichromate solution changes with ph levels.

رنگ محلول بی‌کرومات با سطح pH تغییر می‌کند.

environmental regulations limit the use of bichromate.

مقررات زیست‌محیطی استفاده از بی‌کرومات را محدود می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید