bikeable

[ایالات متحده]/ˈbaɪkəbl/
[بریتانیا]/ˈbaɪkəbl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مناسب برای راندن دوچرخه؛ قابل راندن دوچرخه

عبارات و ترکیب‌ها

bikeable distance

فاصله قابل دوچرخه سواری

bikeable path

مسیر قابل دوچرخه سواری

bikeable trail

مسیر پیاده روی قابل دوچرخه سواری

bikeable road

جاده قابل دوچرخه سواری

bikeable area

منطقه قابل دوچرخه سواری

جملات نمونه

this city is incredibly bikeable with dedicated lanes on most major streets.

این شهر به طور خیلی خوبی با دوچرخه قابل دوچرخه سواری است و در بیشتر خیابان‌های اصلی خطوط اختصاصی دارد.

the distance between the two towns is perfectly bikeable for experienced cyclists.

فاصله بین دو شهر برای دوچرخه سواران تجربه‌دار به طور کامل قابل دوچرخه سواری است.

we moved to a bikeable neighborhood where we can commute without a car.

ما به یک محله‌ای که با دوچرخه قابل دوچرخه سواری است، نقل مکان کردیم و می‌توانیم بدون ماشین به کار مراجعه کنیم.

the new bikeable trail along the river attracts thousands of riders every weekend.

راه ریور جدید که در کنار رودخانه قرار دارد، هر هفته هزاران دوچرخه سوار را جذب می‌کند.

paris has invested heavily in making the city more bikeable for residents and tourists.

پاریس به طور گسترده‌ای در ایجاد دوچرخه سواری بیشتر برای ساکنین و گردشگران سرمایه گذاری کرده است.

this region offers bikeable terrain that suits both beginners and advanced cyclists.

این منطقه زمین‌هایی را ارائه می‌دهد که برای هر دو دوچرخه سواران مبتدی و پیشرفته مناسب است.

the campus is designed to be completely bikeable with convenient parking racks everywhere.

این کمپوس به گونه‌ای طراحی شده است که به طور کامل با دوچرخه قابل دوچرخه سواری است و در هر جا پارکینگ‌های راحت وجود دارد.

amsterdam is famous for being one of the most bikeable cities in the world.

امستردام به خاطر بودن یکی از شهرهای دوچرخه سواری بیشتر در جهان معروف است.

the town has developed an extensive bikeable network connecting all major attractions.

این شهر یک شبکه گسترده‌ای از مسیرهای دوچرخه سواری را توسعه داده است که تمام جذابیت‌های اصلی را به هم متصل می‌کند.

summer makes this area highly bikeable, though winter conditions can be challenging.

تابستان باعث می‌شود این منطقه به طور خیلی خوبی با دوچرخه قابل دوچرخه سواری باشد، اگرچه شرایط زمستانی ممکن است چالش‌برانگیز باشد.

city planners created a bikeable route system that prioritizes safety and connectivity.

طرح‌ریزی شهر یک سیستم مسیرهای دوچرخه سواری را ایجاد کرده است که اولویت امنیت و ارتباط را دارد.

the coastal highway includes well-maintained bikeable paths alongside the main road.

جاده ساحلی شامل مسیرهای دوچرخه سواری به خوبی نگهداری شده‌ای است که در کنار جاده اصلی قرار دارند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید