biliprotein

[ایالات متحده]/bɪˈliːprəʊtɛɪn/
[بریتانیا]/biːˈlɪˌproʊˈtiːn/

ترجمه

n. پروتئینی که در صفرا یافت می‌شود.

عبارات و ترکیب‌ها

biliprotein levels

سطح بیلیروبین

increased biliprotein

افزایش بیلیروبین

biliprotein test

تست بیلیروبین

serum biliprotein

بیلیروبین سرم

biliprotein synthesis

سنتز بیلیروبین

liver biliprotein metabolism

متابولیسم بیلیروبین کبدی

biliprotein breakdown

تجزیه بیلیروبین

biliprotein excretion

ترشح بیلیروبین

conjugated biliprotein

بیلیروبین مزدوج

unconjugated biliprotein

بیلیروبین غیرمزدوج

جملات نمونه

biliprotein plays a crucial role in cellular processes.

پروتئین بیلی نقش مهمی در فرآیندهای سلولی ایفا می‌کند.

researchers are studying the effects of biliprotein on metabolism.

محققان در حال بررسی اثرات بیلی پروتئین بر متابولیسم هستند.

biliprotein levels can indicate liver health.

سطح بیلی پروتئین می‌تواند نشان‌دهنده سلامت کبد باشد.

dietary sources of biliprotein are essential for nutrition.

منابع غذایی بیلی پروتئین برای تغذیه ضروری هستند.

scientists have isolated biliprotein from various organisms.

دانشمندان بیلی پروتئین را از موجودات مختلف جدا کرده‌اند.

biliprotein can be used in biotechnological applications.

می‌توان از بیلی پروتئین در کاربردهای بیوتکنولوژیکی استفاده کرد.

understanding biliprotein structure is important for drug design.

درک ساختار بیلی پروتئین برای طراحی دارو مهم است.

biliprotein is involved in the breakdown of hemoglobin.

بیلی پروتئین در تجزیه هموگلوبین نقش دارد.

elevated biliprotein levels may signal a health issue.

سطح بالای بیلی پروتئین ممکن است نشان دهنده یک مشکل سلامتی باشد.

studies show that biliprotein has antioxidant properties.

مطالعات نشان می‌دهند که بیلی پروتئین دارای خواص آنتی‌اکسیدانی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید