binman

[ایالات متحده]/ˈbɪn mæn/
[بریتانیا]/ˈbɪn mæn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخصی که شغل او جمع‌آوری زباله از سطل‌ها است.
Word Forms
جمعbinmen

عبارات و ترکیب‌ها

the binman came

آمدن سطل‌جمع‌کن

binman's day

روز سطل‌جمع‌کن

binman's rounds

گرد سطل‌جمع‌کن

thank the binman

از سطل‌جمع‌کن تشکر کنید

binman's uniform

این لباس سطل‌جمع‌کن

binman's truck

کامیون سطل‌جمع‌کن

جملات نمونه

the binman collects the rubbish every tuesday.

سطل‌سربین هر سه شنبه زباله ها را جمع آوری می کند.

the binman works hard to keep the streets clean.

سطل‌سربین سخت تلاش می کند تا خیابان ها را تمیز نگه دارد.

i saw the binman emptying the bins this morning.

من امروز صبح دیدم که سطل‌سربین سطل ها را خالی می کند.

the binman wore a bright uniform for safety.

سطل‌سربین برای ایمنی لباس فرم روشن پوشیده بود.

children waved at the binman as he passed by.

بچه ها وقتی از کنارش رد می شد با سطل‌سربین دست تکان می دادند.

it’s important to respect the binman for their work.

احترام گذاشتن به سطل‌سربین به خاطر کارشان مهم است.

the binman reported a problem with the collection truck.

سطل‌سربین مشکلی با کامیون جمع آوری گزارش کرد.

every neighborhood should appreciate their local binman.

هر محله باید از سطل‌سربین محلی خود قدردانی کند.

the binman is a vital part of our waste management system.

سطل‌سربین بخشی حیاتی از سیستم مدیریت پسماند ما است.

make sure to put your bins out for the binman.

مطمئن شوید که سطل های خود را برای سطل‌سربین بیرون بگذارید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید