binturong

[ایالات متحده]/bɪnˈtuːrɒŋ/
[بریتانیا]/binˈtʊˌroŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. پستانداری کوچک و درختی با بوی خاص مشک، بومی آسیای جنوب شرقی و مجمع‌الجزایر مالایی.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

binturong conservation efforts

تلاش‌های حفاظت از بینتورونگ

جملات نمونه

the binturong is known for its unique smell.

بیتورنگ به خاطر بوی منحصر به فردش شناخته شده است.

binturongs are often called bearcats.

بیتورنگ‌ها اغلب به عنوان خرس گربه نامیده می‌شوند.

you can find binturongs in southeast asia.

می‌توانید بیتورنگ‌ها را در آسیای جنوب شرقی پیدا کنید.

binturongs have a long, prehensile tail.

بیتورنگ‌ها دارای یک دم بلند و پیش‌گرفته هستند.

binturongs primarily eat fruits and leaves.

بیتورنگ‌ها عمدتاً میوه‌ها و برگ‌ها را می‌خورند.

conservation efforts are important for binturong populations.

تلاش‌های حفاظتی برای جمعیت بیتورنگ‌ها مهم است.

binturongs are part of the civet family.

بیتورنگ‌ها بخشی از خانواده چاپر هستند.

people are fascinated by the binturong's appearance.

مردم از ظاهر بیتورنگ مجذوب هستند.

the binturong's fur is thick and shaggy.

موهای بیتورنگ ضخیم و درهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید