biologic

[ایالات متحده]/baɪˈɒlɒdʒɪk/
[بریتانیا]/baɪˈɑːlɑːdʒɪk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به زیست شناسی یا موجودات زنده

عبارات و ترکیب‌ها

biologic processes

فرآیندهای زیستی

biologic clock

ساعت زیستی

biologic weapons

سلاح‌های بیولوژیکی

biologic control

کنترل زیستی

biologic diversity

تنوع زیستی

biologic warfare

جنگ بیولوژیکی

biologic system

سیستم زیستی

biologic evolution

تکامل زیستی

biologic markers

نشانگرهای زیستی

biologic response

پاسخ زیستی

جملات نمونه

biologic research is crucial for medical advancements.

تحقیقات بیولوژیکی برای پیشرفت‌های پزشکی بسیار مهم هستند.

understanding biologic systems helps improve agriculture.

درک سیستم‌های بیولوژیکی به بهبود کشاورزی کمک می‌کند.

biologic therapies are becoming more popular in treatment.

درمان‌های بیولوژیکی به طور فزاینده‌ای در درمان محبوب می‌شوند.

many biologic products are derived from natural sources.

محصولات بیولوژیکی بسیاری از منابع طبیعی مشتق شده‌اند.

biologic diversity is essential for ecosystem stability.

تنوع زیستی برای پایداری اکوسیستم ضروری است.

scientists study biologic responses to environmental changes.

دانشمندان پاسخ‌های بیولوژیکی به تغییرات محیطی را مطالعه می‌کنند.

biologic clocks regulate many physiological processes.

ساعت‌های بیولوژیکی بسیاری از فرآیندهای فیزیولوژیکی را تنظیم می‌کنند.

biologic agents can be used in pest control.

عوامل بیولوژیکی می‌توانند در کنترل آفات مورد استفاده قرار گیرند.

they developed a biologic model to simulate disease spread.

آنها یک مدل بیولوژیکی برای شبیه‌سازی گسترش بیماری توسعه دادند.

biologic indicators are important for monitoring health.

نشانگرهای بیولوژیکی برای نظارت بر سلامت مهم هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید