bionaut

[ایالات متحده]/baɪˈɔːnɔːt/
[بریتانیا]/biˈoʊˌnɔːt/

ترجمه

n. فردی که در یک زیست‌کره زندگی می‌کند.
شکل‌های واژه
جمعbionauts

عبارات و ترکیب‌ها

bionaut explorer

کاوشگر بیونات

bionaut mission

ماموریت بیونات

bionaut program

برنامه بیونات

bionaut technology

فناوری بیونات

bionaut pioneer

پیشگام بیونات

future bionaut

بیونات آینده

bionaut research

تحقیقات بیونات

training a bionaut

آموزش یک بیونات

bionaut discovery

کشف بیونات

bionaut challenge

چالش بیونات

جملات نمونه

the bionaut explored the depths of the ocean.

بایونوت اعماق اقیانوس را کشف کرد.

as a bionaut, she studied marine life closely.

همکاری با یک بایونوت، او زندگی دریایی را به دقت مطالعه کرد.

the bionaut's mission was to collect data on coral reefs.

ماموریت بایونوت جمع آوری داده ها در مورد صخره های مرجانی بود.

many bionauts are trained in advanced underwater technology.

بسیاری از بایونوت ها در زمینه فناوری پیشرفته زیر آب آموزش دیده اند.

the bionaut faced numerous challenges during the expedition.

بایونوت در طول экспедисия با چالش های متعددی روبرو شد.

her dream was to become a bionaut and explore uncharted waters.

رویای او این بود که بایونوت شود و آب های ناشناخته را کشف کند.

the bionaut communicated with scientists on the surface.

بایونوت با دانشمندان در سطح ارتباط برقرار کرد.

training to be a bionaut requires physical and mental endurance.

آموزش برای تبدیل شدن به یک بایونوت به استقامت جسمی و ذهنی نیاز دارد.

the bionaut documented her findings in a detailed log.

بایونوت یافته های خود را در یک دفترچه یادداشت دقیق ثبت کرد.

future bionauts will play a crucial role in ocean exploration.

بایونوت های آینده نقش مهمی در اکتشافات اقیانوس ایفا خواهند کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید