bionic technology
فناوری بیونیک
bionic limb
اندام بیونیک
bionic eye
چشم بیونیک
working out in gymnasiums to become bionic men.
برای تبدیل شدن به مردان سایبرنتییک در باشگاهها ورزش کردن.
The potential applications of the clypeus in bionic cutting resistance reduction were analyzed.
کاربردهای بالقوه سپتر در کاهش مقاومت برش سایبرنتییک مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
The bionic arm allows the patient to regain some functionality.
بازوی سایبرنتییک به بیمار اجازه می دهد تا بخشی از عملکرد خود را دوباره به دست آورد.
She is researching bionic technology for prosthetic limbs.
او در حال تحقیق در مورد فناوری سایبرنتییک برای اندام های مصنوعی است.
The bionic eye prototype shows promising results in clinical trials.
نمونه اولیه چشم سایبرنتییک نتایج امیدوار کننده ای را در آزمایش های بالینی نشان می دهد.
The bionic suit helped the paralyzed man walk again.
لباس سایبرنتییک به مرد فلج کمک کرد تا دوباره راه برود.
The bionic hand is controlled by neural signals from the brain.
دست سایبرنتییک توسط سیگنال های عصبی از مغز کنترل می شود.
The bionic technology has revolutionized the field of medical implants.
فناوری سایبرنتییک زمینه ایمپلنت های پزشکی را متحول کرده است.
The bionic fish swims effortlessly through the water.
ماهی سایبرنتییک به راحتی در آب شنا می کند.
Scientists are working on developing bionic organs for transplant.
دانشمندان در حال توسعه اندام های سایبرنتییک برای پیوند هستند.
The bionic exoskeleton enhances the wearer's strength and endurance.
اسکلت بیرونی سایبرنتییک قدرت و استقامت پوشنده را افزایش می دهد.
The bionic ear implant improved the patient's hearing significantly.
کاشت گوش سایبرنتییک به طور قابل توجهی شنوایی بیمار را بهبود بخشید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید