biont

[ایالات متحده]/ˈbaɪɒnt/
[بریتانیا]/ˈbai-ənt/

ترجمه

n. یک موجود زنده؛ یک گیاه یا حیوان فردی.
Word Forms
جمعbionts

عبارات و ترکیب‌ها

biont interaction

تعامل بیونت

biotic biont community

جامعه بیوتیک بیونت

biont distribution pattern

الگوی توزیع بیونت

biont diversity index

شاخص تنوع بیونت

symbiotic biont relationship

ارتباط همزیستی بیونت

biont evolutionary adaptation

سازگاری تکاملی بیونت

جملات نمونه

the biont exhibits unique characteristics.

بِئونت ویژگی‌های منحصر به فردی از خود نشان می‌دهد.

each biont plays a crucial role in the ecosystem.

هر بِئونت نقش حیاتی را در اکوسیستم ایفا می‌کند.

scientists study the biont's behavior.

دانشمندان رفتار بِئونت را مطالعه می‌کنند.

a biont can adapt to various environments.

یک بِئونت می‌تواند با محیط‌های مختلف سازگار شود.

the biont's evolution is fascinating.

تکامل بِئونت جذاب است.

understanding the biont's genetics is essential.

درک ژنتیک بِئونت ضروری است.

the biont interacts with its surroundings.

بِئونت با محیط اطراف خود تعامل دارد.

every biont contributes to biodiversity.

هر بِئونت به حفظ تنوع زیستی کمک می‌کند.

the study of bionts helps in conservation efforts.

مطالعه بِئونت‌ها به تلاش‌های حفاظتی کمک می‌کند.

each biont has a unique life cycle.

هر بِئونت چرخه حیات منحصر به فردی دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید