biphasic

[ایالات متحده]/baɪˈfæsɪk/
[بریتانیا]/baɪˈfæsɪk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. دو فاز یا بخش داشتن؛ مشخصه دو مرحله متمایز بودن.

عبارات و ترکیب‌ها

biphasic sleep cycle

چرخه خواب دو فاز

biphasic breathing pattern

الگوی تنفسی دو فاز

biphasic electrical stimulation

تحریک الکتریکی دو فاز

biphasic temperature curve

منحنی دمای دو فاز

biphasic circadian rhythm

ریتم شبانه روزی دو فاز

biphasic growth pattern

الگوی رشد دو فاز

biphasic neural activity

فعالیت عصبی دو فاز

جملات نمونه

the biphasic sleep cycle can improve productivity.

چرخه خواب دو فازی می‌تواند بهره‌وری را افزایش دهد.

many athletes benefit from a biphasic training routine.

بسیاری از ورزشکاران از یک روال تمرینی دو فازی بهره‌مند می‌شوند.

biphasic diets can help with weight management.

رژیم‌های غذایی دو فازی می‌توانند به مدیریت وزن کمک کنند.

some researchers study the effects of biphasic drug delivery.

برخی از محققان اثرات تحویل داروی دو فازی را مطالعه می‌کنند.

biphasic systems are common in chemical engineering.

سیستم‌های دو فازی در مهندسی شیمی رایج هستند.

she prefers a biphasic approach to problem-solving.

او ترجیح می‌دهد از یک رویکرد دو فازی برای حل مسئله استفاده کند.

the biphasic nature of the fluid is essential for the experiment.

ماهیت دو فازی سیال برای آزمایش ضروری است.

biphasic sleep patterns can enhance memory retention.

الگوهای خواب دو فازی می‌توانند حفظ حافظه را افزایش دهند.

understanding biphasic interactions is crucial in biology.

درک تعاملات دو فازی در زیست‌شناسی بسیار مهم است.

he is studying the benefits of a biphasic lifestyle.

او در حال مطالعه مزایای یک سبک زندگی دو فازی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید