birdshot

[ایالات متحده]/bɜːdʃɒt/
[بریتانیا]/bərdˌʃɑːt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. گلوله‌های کوچک سربی که برای شکار پرندگان استفاده می‌شود.

عبارات و ترکیب‌ها

birdshot the target

هدف با گلوله شلیک

scattered like birdshot

مانند گلوله پراکنده

close range birdshot

گلوله در فاصله نزدیک

a birdshot wound

زخم ناشی از گلوله

جملات نمونه

the hunter loaded his shotgun with birdshot.

شکارچی تفنگ شکاری خود را با ساچمه پر کرد.

birdshot is effective for small game hunting.

ساچمه برای شکار بازی‌های کوچک موثر است.

he accidentally shot the tree with birdshot.

او به طور تصادفی درخت را با ساچمه زد.

birdshot can scatter widely, so aim carefully.

ساچمه می‌تواند به طور گسترده پخش شود، بنابراین با دقت هدف بگیرید.

many shooters prefer birdshot for clay target practice.

بسیاری از تیراندازان ترجیح می‌دهند از ساچمه برای تمرین هدف روی هدف‌های خاک رس استفاده کنند.

birdshot is less lethal than buckshot.

ساچمه کمتر کشنده از ساچمه بزرگ است.

he filled his cartridge with birdshot for the trip.

او برای سفر، فشنگ خود را با ساچمه پر کرد.

using birdshot can minimize damage to the environment.

استفاده از ساچمه می‌تواند آسیب به محیط زیست را به حداقل برساند.

birdshot is often used in bird hunting.

اغلب از ساچمه در شکار پرندگان استفاده می‌شود.

he prefers birdshot for hunting waterfowl.

او ترجیح می‌دهد از ساچمه برای شکار پرندگان آبزی استفاده کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید