bisulfite

[ایالات متحده]/baɪˈsʌlf.aɪt/
[بریتانیا]/baiˈsulfˌait/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی ترکیب شیمیایی غیرآلی؛ نمک اسید بی‌سولفوریک.

عبارات و ترکیب‌ها

bisulfite sequencing

توالی‌یابی بی سولفیت

bisulfite conversion

تبدیل بی سولفیت

bisulfite treatment

درمان بی سولفیت

dna bisulfite modification

اصلاح DNA بی سولفیت

جملات نمونه

the bisulfite solution is used to preserve dna samples.

محلول بی سولفیت برای حفظ نمونه‌های DNA استفاده می‌شود.

we need to add bisulfite to the reaction mixture.

ما باید بی سولفیت را به مخلوط واکنش اضافه کنیم.

bisulfite treatment can help in gene methylation analysis.

درمان با بی سولفیت می‌تواند به تجزیه و تحلیل متیلاسیون ژن کمک کند.

he explained the role of bisulfite in the experiment.

او نقش بی سولفیت در آزمایش را توضیح داد.

bisulfite is often used in food preservation.

بی سولفیت اغلب در حفظ غذا استفاده می‌شود.

make sure to handle bisulfite with care.

مطمئن شوید که با احتیاط با بی سولفیت برخورد کنید.

the bisulfite method is popular in molecular biology.

روش بی سولفیت در زیست‌شناسی مولکولی محبوب است.

we conducted a study using bisulfite sequencing.

ما یک مطالعه با استفاده از توالی‌یابی بی سولفیت انجام دادیم.

bisulfite can react with various organic compounds.

بی سولفیت می‌تواند با ترکیبات آلی مختلف واکنش دهد.

it is important to store bisulfite solutions correctly.

ذخیره صحیح محلول‌های بی سولفیت مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید