bitches

[ایالات متحده]/bɪtʃɪz/
[بریتانیا]/ˈbɪtʃiz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. سگ‌های ماده (جمع bitch)؛ اصطلاح توهین‌آمیز برای زنان، به‌ویژه آن‌هایی که به‌عنوان بی‌پروا یا غیراخلاقی در نظر گرفته می‌شوند؛ شکایات یا grievances؛ افراد یا چیزهای ناخوشایند یا مزاحم

عبارات و ترکیب‌ها

those goddamn bitches

آن روسپی‌های لعنتی

جملات نمونه

those bitches always talk behind my back.

آن دخترها همیشه پشت سرم حرف می‌زنند.

don't be a bitch about the rules.

در مورد قوانین غرغره نکن.

she called her friends bitches in a playful way.

او دوستانش را به روشی بازیگوشانه، دخترها خطاب کرد.

some bitches can be really competitive.

برخی از دخترها می‌توانند واقعاً رقابتی باشند.

why do you have to act like a bitch?

چرا باید مثل یک دختر رفتار کنی؟

those bitches think they are better than everyone else.

آن دخترها فکر می‌کنند از همه بهترند.

she’s not a bitch; she just knows what she wants.

او یک دختر نیست؛ فقط می‌داند چه می‌خواهد.

he was tired of the bitches in his life.

او از دخترها در زندگی‌اش خسته شده بود.

they call each other bitches as a term of endearment.

آنها یکدیگر را به عنوان نشانه‌ای از محبت، دختر خطاب می‌کنند.

stop being a bitch and just apologize.

غرغره کردن را متوقف کنید و فقط عذرخواهی کنید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید