bitthead

[ایالات متحده]/ˈbɪtˌhɛd/
[بریتانیا]/ˈbɪtˌhɛd/

ترجمه

n. قسمت بالای یک بیت (یک پست عمودی برای اطمینان دادن به نخ‌ها روی یک کشتی).
شکل‌های واژه
جمعbittheads

عبارات و ترکیب‌ها

bittheads

ترجمه فارسی

the bitthead

ترجمه فارسی

a bitthead

ترجمه فارسی

bitthead's

ترجمه فارسی

bittheading

ترجمه فارسی

bittheaded

ترجمه فارسی

bitthead bites

ترجمه فارسی

evil bitthead

ترجمه فارسی

big bitthead

ترجمه فارسی

جملات نمونه

the bitthead stuck in the machine caused a minor malfunction.

سر بیت که در ماشین گیر کرده بود باعث ایجاد یک خرابی جزئی شد.

i found a tiny bitthead on the workshop floor.

من یک سر بیت کوچک را روی زمین کارگاه پیدا کردم.

the bitthead rolled away and got lost under the shelf.

سر بیت دور زد و زیر رف گم شد.

every bitthead matters when assembling precision equipment.

هر سر بیت در زمان جمع آوری تجهیزات دقت مهم است.

she carefully collected each bitthead from the dismantled device.

او با دقت هر سر بیت را از دستگاهی که از آن پارچه شده بود جمع کرد.

the mechanic examined the bitthead for damage.

تکنسیونیس سر بیت را برای آسیب بررسی کرد.

don't lose that bitthead - we need it for the repair.

این سر بیت را از دست ندهید - ما آن را برای تعمیر نیاز داریم.

a loose bitthead can damage the entire mechanism.

یک سر بیت آزاد می‌تواند تمام مکانیزم را آسیب بزند.

the bitthead was too small to retrieve without tools.

سر بیت به اندازه‌ای کوچک بود که بدون ابزار نمی‌توانست جمع آوری شود.

he sorted the bittheads into separate containers by size.

او سر بیت‌ها را بر اساس اندازه در ظروف جداگانه دسته بندی کرد.

the bitthead fell into the drainage system.

سر بیت به سیستم تخلیص فاضلاب افتاد.

i keep a collection of bittheads in my toolbox for emergencies.

من یک مجموعه از سر بیت‌ها را در کیف ابزار من برای اضطرابات نگه می‌دارم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید