blackbeetle

[ایالات متحده]/blækˈbɪtl/
[بریتانیا]/blækˈbitəl/

ترجمه

n. یک سوسک بزرگ و تیره، که اغلب در خانه‌ها و آشپزخانه‌ها پیدا می‌شود.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

blackbeetle infestation

آفت شپشک سیاه

control blackbeetles

کنترل شپشک‌های سیاه

blackbeetle damage

آسیب ناشی از شپشک سیاه

identify a blackbeetle

تشخیص شپشک سیاه

blackbeetle life cycle

چرخه زندگی شپشک سیاه

common blackbeetle species

گونه‌های رایج شپشک سیاه

blackbeetle prevention methods

روش‌های پیشگیری از شپشک سیاه

natural blackbeetle control

کنترل طبیعی شپشک سیاه

جملات نمونه

the blackbeetle crawled across the kitchen floor.

خرچنگ سیاه روی کف آشپزخانه خزید.

we found a blackbeetle under the old log.

ما یک خرچنگ سیاه را زیر یک لاگ قدیمی پیدا کردیم.

blackbeetles are often attracted to light.

خرچنگ‌های سیاه اغلب به نور جذب می‌شوند.

the blackbeetle's shell is very hard.

پوسته‌ی خرچنگ سیاه بسیار سخت است.

insects like the blackbeetle can be beneficial for gardens.

حشرات مانند خرچنگ سیاه می‌توانند برای باغ‌ها مفید باشند.

she was fascinated by the blackbeetle's unique patterns.

او مجذوب الگوهای منحصر به فرد خرچنگ سیاه بود.

the blackbeetle is commonly found in tropical regions.

خرچنگ سیاه معمولاً در مناطق گرمسیری یافت می‌شود.

we need to study the blackbeetle's behavior for our project.

ما باید رفتار خرچنگ سیاه را برای پروژه خود مطالعه کنیم.

blackbeetles can be a nuisance in the house.

خرچنگ‌های سیاه می‌توانند در خانه آزاردهنده باشند.

he caught a blackbeetle in a jar for observation.

او یک خرچنگ سیاه را در یک شیشه برای مشاهده گرفت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید