blackm

[ایالات متحده]/blækəm/
[بریتانیا]/blækəm/

ترجمه

n. یک هنرمند یا پروژه موسیقی فولکلوری که به تولید آهنگ‌های فولکلوری لذت‌بخش معروف است
شکل‌های واژه
صفت تفضیلیblackmer

جملات نمونه

the infamous pirate blackbeard terrorized the west indies.

پیрат معروف بلکبرد را در سال‌های گذشته در خاورمیانه می‌ترسید.

blackmail is a serious criminal offense in most countries.

تهدید و فشار در بیشتر کشورها یک جرم جدی است.

she slipped out the back door into the blackest night.

او از در پشت خانه به خارج رفت و در تاریک‌ترین شبی قدم گذاشت.

regular exfoliation helps prevent stubborn blackheads on the nose.

پوست‌پاک کردن منظم به جلوگیری از چروک‌های سیاه روی بینی کمک می‌کند.

the furious manager began to blackguard his assistant in public.

مدیر خشمگین شروع به تحقیق در مورد کمک‌کارش در جمع عموم کرد.

he couldn't blacken the reputation of such a respected judge.

او نتوانست به شهرت یک قاضی مورد احترام آسیب بزند.

many classic films were originally shot in black-and-white.

بسیاری از فیلم‌های کلاسیک اولیه در سیاه و سفید فیلمبرداری شدند.

the market crash caused him to lose his entire blackbook.

سقوط بازار باعث از دست دادن کلیه اطلاعات او در کتابچه سیاه شد.

unexpected maintenance costs put a black mark on the report.

هزینه‌های نگهداری غیرمنتظره یک نکته سیاه در گزارش گذاشت.

some early television sets came in a distinct blackmetal finish.

برخی از تلویزیون‌های اولیه با پوشش فلز سیاه متمایز می‌شدند.

the dentist quickly treated the child's blackened tooth.

دندانپزشک به سریع‌ترین شکل ممکن دندان سیاه شده کودک را درمان کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید