bladderwracks

[ایالات متحده]/ˈblædəˌræk/
[بریتانیا]/ˈblædərˌræks/

ترجمه

n. نوعی جلبک دریایی، معمولاً قهوه‌ای و یافت‌شده در مناطق ساحلی.

جملات نمونه

bladderwracks are often used in traditional medicine.

جلبک‌ها اغلب در طب سنتی استفاده می‌شوند.

many people consume bladderwracks for their health benefits.

بسیاری از مردم جلبک‌ها را برای فواید سلامتی مصرف می‌کنند.

bladderwracks can be found along the rocky shores.

جلبک‌ها را می‌توان در امتداد سواحل صخره‌ای یافت.

some recipes include bladderwracks as a key ingredient.

برخی از دستورالعمل‌ها شامل جلبک‌ها به عنوان یک ماده اصلی هستند.

bladderwracks are rich in iodine and other minerals.

جلبک‌ها سرشار از ید و سایر مواد معدنی هستند.

in coastal regions, bladderwracks are a common sight.

در مناطق ساحلی، جلبک‌ها یک منظره رایج هستند.

bladderwracks may help support thyroid function.

جلبک‌ها ممکن است به حمایت از عملکرد تیروئید کمک کنند.

some people use bladderwracks in their skincare routines.

برخی از افراد از جلبک‌ها در روتین مراقبت از پوست خود استفاده می‌کنند.

bladderwracks are often harvested for culinary purposes.

جلبک‌ها اغلب برای اهداف آشپزی برداشت می‌شوند.

research is being conducted on the benefits of bladderwracks.

تحقیقات در مورد فواید جلبک‌ها در حال انجام است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید