blastulas

[ایالات متحده]/ˈblæstjʊlə/
[بریتانیا]/ˈblæs.tʃu.lər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک توپ توخالی از سلول‌ها که در اوایل توسعه جنینی تشکیل می‌شود.

عبارات و ترکیب‌ها

blastula formation

تشکیل بلاستولا

early blastula stage

مرحله اولیه بلاستولا

blastula development

توسعه بلاستولا

blastula implantation

کاشت بلاستولا

blastula cavity

فضای بلاستولا

blastula size

اندازه بلاستولا

dissection of blastula

نمایش بلاستولا

blastula in development

بلاستولا در حال توسعه

جملات نمونه

the blastula stage is critical in embryonic development.

مرحله بلاستولا برای رشد جنینی بسیار مهم است.

scientists study the blastula to understand cell differentiation.

دانشمندان بلاستولا را برای درک تمایز سلولی مطالعه می‌کنند.

during the blastula phase, cells begin to organize into layers.

در طول مرحله بلاستولا، سلول‌ها شروع به سازماندهی در لایه‌ها می‌کنند.

the formation of the blastula occurs after fertilization.

تشکیل بلاستولا پس از لقاح رخ می‌دهد.

blastula development is a key focus in developmental biology.

توسعه بلاستولا یک تمرکز کلیدی در زیست‌شناسی رشدی است.

observing the blastula can reveal insights into early development.

مشاهده بلاستولا می‌تواند بینش‌هایی در مورد رشد اولیه نشان دهد.

the blastula consists of a hollow sphere of cells.

بلاستولا از یک کره توخالی از سلول‌ها تشکیل شده است.

in some species, the blastula can form in just a few hours.

در برخی گونه‌ها، بلاستولا می‌تواند در عرض چند ساعت تشکیل شود.

research on the blastula has implications for regenerative medicine.

تحقیقات در مورد بلاستولا پیامدهایی برای پزشکی بازسازی‌کننده دارد.

understanding the transition from zygote to blastula is essential.

درک گذار از زیگوت به بلاستولا ضروری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید