blazed a trail
مسیر را گشود
blaze through
از میان شعلهور شدن
blazed with anger
با خشم شعلهور شد
blaze of glory
شکوه و عظمت
blazed with excitement
با هیجان شعلهور شد
blaze of color
شعله رنگ
the campfire blazed brightly against the night sky.
آتشسوزی به شدت در برابر آسمان شب شعلهور بود.
her passion for painting blazed with intensity.
اشتیاق او به نقاشی با شدتی شعلهور بود.
the athlete blazed through the finish line.
ورزشکار از خط پایان با سرعت عبور کرد.
the sun blazed down on the desert.
خورشید به شدت بر روی صحرا میتابید.
the fire blazed out of control.
آتش از کنترل خارج شد و شعلهور بود.
his eyes blazed with anger.
چشمانش از خشم شعلهور بودند.
the trail blazed by the hikers was well-marked.
مسیر پیموده شده توسط کوهنوردان به خوبی مشخص شده بود.
the fireworks blazed in the night sky.
آتشبازیها در آسمان شب شعلهور بودند.
the car blazed down the highway.
ماشین با سرعت در بزرگراه حرکت میکرد.
she blazed a trail in the world of science.
او در دنیای علم مسیر جدیدی را هموار کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید