blazed

[ایالات متحده]/bleɪzd/
[بریتانیا]/bleyzd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vpast زمان گذشته و مفعول گذشته blaze؛ به شدت سوخت؛ نور یا درخشندگی ساطع کرد

عبارات و ترکیب‌ها

blazed a trail

مسیر را گشود

blaze through

از میان شعله‌ور شدن

blazed with anger

با خشم شعله‌ور شد

blaze of glory

شکوه و عظمت

blazed with excitement

با هیجان شعله‌ور شد

blaze of color

شعله رنگ

جملات نمونه

the campfire blazed brightly against the night sky.

آتش‌سوزی به شدت در برابر آسمان شب شعله‌ور بود.

her passion for painting blazed with intensity.

اشتیاق او به نقاشی با شدتی شعله‌ور بود.

the athlete blazed through the finish line.

ورزشکار از خط پایان با سرعت عبور کرد.

the sun blazed down on the desert.

خورشید به شدت بر روی صحرا می‌تابید.

the fire blazed out of control.

آتش از کنترل خارج شد و شعله‌ور بود.

his eyes blazed with anger.

چشمانش از خشم شعله‌ور بودند.

the trail blazed by the hikers was well-marked.

مسیر پیموده شده توسط کوهنوردان به خوبی مشخص شده بود.

the fireworks blazed in the night sky.

آتش‌بازی‌ها در آسمان شب شعله‌ور بودند.

the car blazed down the highway.

ماشین با سرعت در بزرگراه حرکت می‌کرد.

she blazed a trail in the world of science.

او در دنیای علم مسیر جدیدی را هموار کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید