flamed

[ایالات متحده]/fleɪmd/
[بریتانیا]/fleɪmd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و قسمت گذشته flame; به فوران آمدن (مانند احساسات); سوختن; روشن شدن; سرخ شدن (مانند صورت)

عبارات و ترکیب‌ها

flamed out

خاموش شد

flamed up

روشن شد

flamed passion

شور عشق

flamed anger

خشم شعله‌ور

flamed spirit

روح شعله‌ور

flamed emotions

احساسات شعله‌ور

flamed debate

بحث داغ

flamed discussion

گفتگوی داغ

flamed rivalry

رقابت داغ

flamed controversy

جنجال داغ

جملات نمونه

the campfire flamed brightly in the night.

در شب آتش‌افروزی به شدت شعله‌ور بود.

her passion for art flamed after visiting the gallery.

اشتیاق او به هنر پس از بازدید از گالری شعله‌ور شد.

the debate flamed into a heated argument.

بحث به یک بحث داغ تبدیل شد.

he flamed with anger when he heard the news.

وقتی خبر را شنید، خشمگین شد.

the sunset flamed the sky with vibrant colors.

غروب خورشید آسمان را با رنگ‌های زنده شعله‌ور کرد.

her enthusiasm for the project flamed as it progressed.

همانطور که پروژه پیشرفت کرد، اشتیاق او به آن شعله‌ور شد.

the scandal flamed across social media.

رسوایی در رسانه‌های اجتماعی گسترش یافت.

he flamed out of the competition early.

او زودتر از مسابقه حذف شد.

the argument flamed up again after a brief pause.

بحث پس از یک مکث کوتاه دوباره شعله‌ور شد.

the candle flamed softly in the dark room.

شمع به آرامی در اتاق تاریک شعله‌ور بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید