bleaches

[ایالات متحده]/bliːtʃiːz/
[بریتانیا]/bleachz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. رنگ را روشن‌تر یا سفیدتر می‌کند، سفیدکننده
n. روشن‌کننده‌های نوری

عبارات و ترکیب‌ها

bleaches hair

حالت موها را روشن می‌کند

bleaches skin

پوست را روشن می‌کند

bleaches out stains

لکه‌ها را از بین می‌برد

bleaching agent

عامل سفید کننده

bleaching powder

پودر سفید کننده

natural bleaches

سفیدکننده‌های طبیعی

bleaches everything white

همه چیز را سفید می‌کند

bleaching effect

اثر سفید کنندگی

جملات نمونه

she bleaches her hair every few months.

او موهای خود را هر چند ماه یکبار روشن می‌کند.

the company bleaches the fabric to make it whiter.

شرکت برای سفیدتر کردن پارچه آن را سفید می‌کند.

he accidentally bleaches his favorite shirt.

او به طور تصادفی پیراهن مورد علاقه خود را سفید می‌کند.

many households use bleaches for cleaning purposes.

بسیاری از خانوارها از سفید کننده برای اهداف نظافت استفاده می‌کنند.

bleaches can be harmful if not used properly.

اگر به درستی استفاده نشود، سفید کننده می‌تواند مضر باشد.

she prefers natural bleaches over chemical ones.

او ترجیح می‌دهد سفید کننده‌های طبیعی را به سفید کننده‌های شیمیایی.

they sell various types of bleaches at the store.

آنها انواع مختلفی از سفید کننده را در مغازه می‌فروشند.

he uses bleaches to remove stains from clothes.

او از سفید کننده برای از بین بردن لکه‌های لباس استفاده می‌کند.

some bleaches are designed for specific fabrics.

برخی از سفید کننده ها برای پارچه های خاص طراحی شده اند.

always read the label before using any bleaches.

همیشه قبل از استفاده از هر نوع سفید کننده، برچسب را بخوانید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید