bodysurfer

[ایالات متحده]/ˈbɒdɪˌsɜːfər/
[بریتانیا]/ˈbɑːdiˌsɝːfər/

ترجمه

n. فردی که بدن‌سرفینگ را تمرین می‌کند.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

bodysurfer's paradise

بهشت موج‌سواران

professional bodysurfers

موج‌سواران حرفه‌ای

become a bodysurfer

به موج‌سوار تبدیل شوید

skilled bodysurfers

موج‌سواران ماهر

dangerous for bodysurfers

خطرناک برای موج‌سواران

جملات نمونه

the bodysurfer rode the wave with great skill.

سرفشی با مهارت زیاد روی موج سوار شد.

as a bodysurfer, he prefers the thrill of riding without a board.

به عنوان یک سرفشی، او ترجیح می دهد از هیجان سواری بدون تخته لذت ببرد.

many bodysurfers gather at the beach during summer.

بسیاری از سرفشی ها در طول تابستان در ساحل جمع می شوند.

she became a skilled bodysurfer after years of practice.

او پس از سال ها تمرین به یک سرفشی ماهر تبدیل شد.

the bodysurfer caught the perfect wave.

سرفشی موج کامل را گرفت.

every summer, she becomes an avid bodysurfer.

هر تابستان، او به یک سرفشی مشتاق تبدیل می شود.

the bodysurfer enjoyed the sun and sea.

سرفشی از آفتاب و دریا لذت برد.

he often shares tips for aspiring bodysurfers.

او اغلب نکاتی را برای سرفشی های مشتاق به اشتراک می گذارد.

watching a bodysurfer in action is mesmerizing.

تماشای یک سرفشی در حال عمل مسحور کننده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید