bodyworker

[ایالات متحده]/ˈbɒdiːwɜːkə(r)/
[بریتانیا]/ˈboʊdiˌwɝːkər/

ترجمه

n. شخصی که روی بدنه یک وسیله نقلیه کار می‌کند، مانند تعمیر یا تولید آن.

عبارات و ترکیب‌ها

bodyworker's expertise

تخصص درمانگر بدنی

licensed bodyworker

درمانگر بدنی دارای مجوز

bodyworker's techniques

تکنیک‌های درمانگر بدنی

experienced bodyworker

درمانگر بدنی با تجربه

bodyworker's training

آموزش درمانگر بدنی

specialized bodyworker

درمانگر بدنی متخصص

جملات نمونه

she is a skilled bodyworker who specializes in deep tissue massage.

او یک ماساژور ماهر است که در ماساژ بافت عمیق تخصص دارد.

many bodyworkers use aromatherapy oils in their treatments.

بسیاری از ماساژورها از روغن‌های آروماتراپی در درمان‌های خود استفاده می‌کنند.

he decided to become a bodyworker after experiencing the benefits of massage.

او پس از تجربه فواید ماساژ تصمیم گرفت ماساژور شود.

bodyworkers often attend workshops to improve their techniques.

ماساژورها اغلب برای بهبود تکنیک‌های خود در کارگاه‌ها شرکت می‌کنند.

finding a qualified bodyworker can enhance your overall wellness.

پیدا کردن یک ماساژور واجد شرایط می‌تواند سلامتی کلی شما را افزایش دهد.

she recommended a bodyworker who specializes in sports injuries.

او یک ماساژور را که در آسیب‌های ورزشی تخصص دارد، توصیه کرد.

bodyworkers play a crucial role in pain management and rehabilitation.

ماساژورها نقش مهمی در مدیریت درد و توانبخشی ایفا می‌کنند.

he enjoys the flexibility of working as a freelance bodyworker.

او از انعطاف‌پذیری کار به عنوان یک ماساژور آزاد لذت می‌برد.

many bodyworkers focus on holistic approaches to healing.

بسیاری از ماساژورها بر رویکردهای جامع به درمان تمرکز می‌کنند.

she believes that bodyworkers should continuously learn and grow.

او معتقد است که ماساژورها باید به طور مداوم یاد بگیرند و رشد کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید