boilersuits

[ایالات متحده]/ˈbɔɪləsuːts/
[بریتانیا]/ˈbɔɪlərˌsuːts/

ترجمه

n. پوشاک یک‌تکه که جوراب و یک جاکت را ترکیب کرده و به عنوان لباس کار پوشیده می‌شود؛ لباس کار

عبارات و ترکیب‌ها

wearing boilersuits

پوشیدن کامیز کار

dirty boilersuits

کامیز کارهای کثیف

blue boilersuit

کامیز کار آبی

faded boilersuits

کامیز کارهای فاقد رنگ

boilersuits and helmets

کامیز کار و کلاه ایمنی

torn boilersuits

کامیز کارهای پارچه‌ریز

boilersuit factory

کارخانه کامیز کار

zip up boilersuits

کامیز کارهای قفلی

boilersuits for sale

کامیز کارهایی که به فروش می‌رسد

remove boilersuits

حذف کامیز کار

جملات نمونه

the factory workers wore blue boilersuits to protect their clothes.

کارگران کارخانه از کیف‌های آبی استفاده می‌کردند تا لباس‌هایشان را حفظ کنند.

she slipped into her boilersuit before entering the construction site.

او قبل از ورود به محل ساخت و ساز، در کیف‌هایش لشکر کشید.

the mechanic's boilersuit was covered in grease stains from head to toe.

کیف مکانیکی از گریس‌هایی که از سر تا پا پوشیده بود، پر شده بود.

children love playing dress-up in their parents' old boilersuits.

کودکان دوست دارند با کیف‌های قدیمی والدینشان بازی لباس پوشیدنی کنند.

the firefighters wore special heat-resistant boilersuits during the rescue operation.

نیروی امدادی در حین عملیات نجات، از کیف‌های مقاوم به حرارت خاصی استفاده می‌کردند.

his boilersuit had a reflective strip for visibility in low-light conditions.

کیف او یک نوار بازتاب‌دهنده برای دیدن در شرایط نور کم داشت.

the pilot's boilersuit was designed to withstand extreme temperatures at high altitudes.

کیف پیлот برای مقاومت در برابر دمای بسیار بالا در ارتفاعات بالا طراحی شده بود.

we provide custom-made boilersuits for all industrial workers.

ما کیف‌های سفارشی برای تمام کارگران صنعتی فراهم می‌کنیم.

the chef's boilersuit remained pristine white despite working over hot stoves all day.

کیف پовар باقی ماند سفید و ناب_NOPرغم اینکه تمام روز روی قورچین‌های گرم کار کرده بود.

military personnel wear camouflage boilersuits for stealth operations in the field.

کارکنان نظامی از کیف‌های پوش‌هایی برای عملیات تاکتیکی در میدان استفاده می‌کنند.

a new line of fashionable boilersuits has hit the spring collection this year.

یک خط جدید از کیف‌های لباس‌های مدرن این سال در جمعیت بهاری ظاهر شده است.

the astronaut's boilersuit includes a built-in life support system.

کیف فضانورد شامل یک سیستم حمایت زندگی داخلی است.

his worn boilersuit told the story of decades spent working in the mines.

کیف ساییده‌شده‌اش داستان دهه‌ها کار در معادن را روایت می‌کرد.

the airline company requires all ground crew to wear bright orange boilersuits.

شرکت هواپیمایی از تمام کارکنان زمینی خواسته است که از کیف‌های نارنجی روشن پوشیده شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید