bonavists

[ایالات متحده]/bɔnəvist/
[بریتانیا]/boʊˈvævɪst/

ترجمه

n. شخصی که به دکترین بوناویسم اعتقاد دارد، که بر خوبی خدا و امکان نجات از طریق ایمان تنها تأکید می‌کند.; نوعی از لوبیای هایاسینت (Lablab purpureus).

جملات نمونه

many bonavists enjoy exploring nature.

بسیاری از علاقمندان از گشت و گذار در طبیعت لذت می برند.

bonavists often share their travel experiences online.

علاقمندان اغلب تجربیات سفر خود را به صورت آنلاین به اشتراک می گذارند.

being a bonavist requires a passion for adventure.

بودن یک علاقمند به اشتیاق برای ماجراجویی نیاز دارد.

bonavists appreciate the beauty of different cultures.

علاقمندان قدر زیبایی فرهنگ های مختلف را می دانند.

many bonavists prefer solo trips to group travel.

بسیاری از علاقمندان سفر انفرادی را به سفر گروهی ترجیح می دهند.

bonavists often seek out hidden gems in cities.

علاقمندان اغلب به دنبال یافتن مرواریدهای پنهان در شهرها هستند.

being a bonavist means embracing spontaneity.

بودن یک علاقمند به معنای پذیرش خودجوشی است.

bonavists love to document their journeys through photography.

علاقمندان عاشق ثبت سفر خود از طریق عکاسی هستند.

many bonavists create blogs to inspire others.

بسیاری از علاقمندان وبلاگ ایجاد می کنند تا دیگران را الهام بخشند.

bonavists often participate in local festivals when traveling.

علاقمندان اغلب در هنگام سفر در جشنواره های محلی شرکت می کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید