bonesetters

[ایالات متحده]/ˈbəʊnˌsɛtər/
[بریتانیا]/ˈboʊnˌsɛtər/

ترجمه

n. شخصی که استخوان‌های شکسته را جا می‌اندازد.

عبارات و ترکیب‌ها

see a bonesetter

دیدن یک استخوان‌شکنی

a skilled bonesetter

یک استخوان‌شکنی ماهر

traditional bonesetter

استخوان‌شکنی سنتی

bonesetter's expertise

تخصص استخوان‌شکنی

bonesetter's tools

ابزارهای استخوان‌شکنی

bonesetter's clinic

کلینیک استخوان‌شکنی

جملات نمونه

the bonesetter helped me recover from my injury.

استخوان‌شکن به من کمک کرد تا از آسیب‌ام بهبود یابم.

many people rely on a bonesetter for traditional healing.

بسیاری از مردم برای درمان سنتی به استخوان‌شکن متکی هستند.

she visited the bonesetter after her fall.

او پس از سقوطش به دیدار استخوان‌شکنی رفت.

the bonesetter used ancient techniques to realign my bones.

استخوان‌شکنی از تکنیک‌های باستانی برای هم‌ترازی مجدد استخوان‌های من استفاده کرد.

in some cultures, bonesetters are highly respected.

در برخی فرهنگ‌ها، استخوان‌شکنان بسیار مورد احترام هستند.

the bonesetter's clinic was always busy with patients.

کلینیک استخوان‌شکنی همیشه با بیمارانی شلوغ بود.

after visiting the bonesetter, i felt much better.

پس از ملاقات با استخوان‌شکنی، احساس بهتری داشتم.

she recommended a bonesetter known for his expertise.

او استخوان‌شکنی را که به تخصصش معروف بود، توصیه کرد.

his skills as a bonesetter have been passed down for generations.

مهارت‌های او به عنوان استخوان‌شکنی برای نسل‌ها به ارث رسیده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید