booklover's paradise
بهشت عاشقان کتاب
avid booklover
عاشق کتاب مشتاق
booklover's delight
شادی عاشقان کتاب
true booklover
عاشق کتاب واقعی
for the booklover
برای عاشقان کتاب
become a booklover
به یک عاشق کتاب تبدیل شوید
booklover's shelf
قفسه عاشقان کتاب
celebrate booklovers
جشن گرفتن عاشقان کتاب
booklover's club
باشگاه عاشقان کتاب
as a booklover, i spend hours in the library.
به عنوان یک دوستدار کتاب، من ساعتها در کتابخانه وقت میگذرانم.
every booklover has a favorite genre.
هر دوستدار کتاب ژانر مورد علاقهای دارد.
a booklover often enjoys discussing stories with friends.
یک دوستدار کتاب اغلب از صحبت کردن درباره داستانها با دوستان لذت میبرد.
being a booklover means you appreciate the written word.
دوستدار کتاب بودن به معنای قدردانی از کلمات نوشته شده است.
many booklovers attend literary festivals each year.
سالانه بسیاری از دوستداران کتاب در جشنوارههای ادبی شرکت میکنند.
booklovers often have large personal libraries.
دوستداران کتاب اغلب کتابخانههای شخصی بزرگی دارند.
she is a true booklover who reads multiple books at once.
او یک دوستدار کتاب واقعی است که همزمان چندین کتاب میخواند.
a booklover can lose track of time when reading.
یک دوستدار کتاب ممکن است هنگام خواندن زمان را فراموش کند.
booklovers often share recommendations with each other.
دوستداران کتاب اغلب با یکدیگر توصیههای خود را به اشتراک میگذارند.
being a booklover opens up a world of imagination.
دوستدار کتاب بودن دریچهای به دنیای تخیل باز میکند.
booklover's paradise
بهشت عاشقان کتاب
avid booklover
عاشق کتاب مشتاق
booklover's delight
شادی عاشقان کتاب
true booklover
عاشق کتاب واقعی
for the booklover
برای عاشقان کتاب
become a booklover
به یک عاشق کتاب تبدیل شوید
booklover's shelf
قفسه عاشقان کتاب
celebrate booklovers
جشن گرفتن عاشقان کتاب
booklover's club
باشگاه عاشقان کتاب
as a booklover, i spend hours in the library.
به عنوان یک دوستدار کتاب، من ساعتها در کتابخانه وقت میگذرانم.
every booklover has a favorite genre.
هر دوستدار کتاب ژانر مورد علاقهای دارد.
a booklover often enjoys discussing stories with friends.
یک دوستدار کتاب اغلب از صحبت کردن درباره داستانها با دوستان لذت میبرد.
being a booklover means you appreciate the written word.
دوستدار کتاب بودن به معنای قدردانی از کلمات نوشته شده است.
many booklovers attend literary festivals each year.
سالانه بسیاری از دوستداران کتاب در جشنوارههای ادبی شرکت میکنند.
booklovers often have large personal libraries.
دوستداران کتاب اغلب کتابخانههای شخصی بزرگی دارند.
she is a true booklover who reads multiple books at once.
او یک دوستدار کتاب واقعی است که همزمان چندین کتاب میخواند.
a booklover can lose track of time when reading.
یک دوستدار کتاب ممکن است هنگام خواندن زمان را فراموش کند.
booklovers often share recommendations with each other.
دوستداران کتاب اغلب با یکدیگر توصیههای خود را به اشتراک میگذارند.
being a booklover opens up a world of imagination.
دوستدار کتاب بودن دریچهای به دنیای تخیل باز میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید