bororo

[ایالات متحده]/bəˈrɔːrəʊ/
[بریتانیا]/bəˈroʊroʊ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک گروه قومی موضعی در برزیل؛ همچنین به زبان آنها اشاره دارد.
شکل‌های واژه
جمعbororos

جملات نمونه

the bororo people live in the mato grosso region.

مردم بورورو در منطقه ماتو گروسو زندگی می‌کنند.

anthropologists have studied the bororo culture extensively.

antroپولوگیست‌ها به طور گسترده‌ای فرهنگ بورورو را مورد مطالعه قرار داده‌اند.

his favorite dairy cow is a purebred bororo.

گاو شیردهای مورد علاقه‌اش یک بورورو خالص‌خون است.

the bororo village was arranged in a circle.

دیروز بورورو به صورت دایره‌ای سازماندهی شده بود.

she performed a traditional dance of the bororo tribe.

او یک رقص سنتی قبیله بورورو اجرا کرد.

the bororo language belongs to the macro-jê phylum.

زبان بورورو به گروه مکرو-جِ تعلق دارد.

bororo cattle are known for their hardiness.

گاوهای بورورو به دوام و مقاومت‌شان معروف هستند.

complex bororo myths explain the origin of the world.

اساس‌های پیچیده بورورو جهان را توضیح می‌دهند.

the museum displayed authentic bororo artifacts.

موزه اثرات واقعی بورورو را نمایش داد.

claude lévi-strauss wrote about the bororo in his books.

کلود لئوی-ستروس در کتاب‌هایش درباره بورورو نوشت.

the bororo have a deep connection to nature.

بورورو با طبیعت ارتباط عمیقی دارند.

researchers recorded the unique bororo musical rhythms.

پژوهشگران ریتم‌های موسیقی منحصر به فرد بورورو را ضبط کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید