borosilicate

[ایالات متحده]/bɒrəˈsɪlɪkeɪt/
[بریتانیا]/bor-uh-SIL-i-kate/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی شیشه که حاوی تری اکسید بور است و به خاطر مقاومت بالای آن در برابر شوک حرارتی و خوردگی شیمیایی شناخته می‌شود.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

borosilicate glass

شیشه بر سیلیکات

borosilicate cookware

وسایل آشپزی بر سیلیکات

made from borosilicate

ساخته شده از بر سیلیکات

borosilicate properties

ویژگی‌های بر سیلیکات

high borosilicate content

میزان بالای بر سیلیکات

borosilicate strength

مقاومت بر سیلیکات

heat-resistant borosilicate

بر سیلیکات مقاوم در برابر حرارت

borosilicate for baking

بر سیلیکات برای پخت و پز

durability of borosilicate

دوام بر سیلیکات

جملات نمونه

borosilicate glass is known for its durability.

شیشه بوروسیلات به دلیل مقاومت بالا شناخته شده است.

many laboratory tools are made from borosilicate materials.

ابزارهای آزمایشگاهی بسیاری از مواد بوروسیلات ساخته شده اند.

borosilicate dishes can withstand high temperatures.

ظروف بوروسیلات می‌توانند در برابر دمای بالا مقاومت کنند.

we use borosilicate flasks for chemical experiments.

ما از فلاسک های بوروسیلات برای آزمایشات شیمیایی استفاده می کنیم.

borosilicate glass is resistant to thermal shock.

شیشه بوروسیلات در برابر شوک حرارتی مقاوم است.

artisans often prefer borosilicate for glass blowing.

صنعتگران اغلب بوروسیلات را برای دمنده کاری شیشه ترجیح می دهند.

borosilicate cookware is popular among chefs.

وسایل آشپزی بوروسیلات در بین سرآشپزها محبوب است.

scientists appreciate the clarity of borosilicate glass.

دانشمندان از وضوح شیشه بوروسیلات قدردانی می کنند.

borosilicate tubes are used in various industries.

لوله های بوروسیلات در صنایع مختلف استفاده می شوند.

choosing borosilicate containers ensures safety in the lab.

انتخاب ظروف بوروسیلات ایمنی را در آزمایشگاه تضمین می کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید