bosies

[ایالات متحده]/bəuzi/
[بریتانیا]/ /

ترجمه

n. یک اصطلاح عامیانه برای یک دوست یا همراه مذکر، به ویژه کسی که مورد علاقه یا تحسین قرار می‌گیرد. این اصطلاح از انگلیسی استرالیایی نشأت گرفته و ممکن است به صورت "bosey" نیز نوشته شود.

عبارات و ترکیب‌ها

bosies's best friend

بهترین دوست بوسیز

bosies playing tag

بوسیز در حال بازی برچسب

bosies having fun

بوسیز خوش گذرانی می‌کند

bosies' laughter

خنده های بوسیز

جملات نمونه

she loves to hug her bosies tightly.

او دوست دارد بوسه‌هایش را محکم در آغوش بگیرد.

we often play games with our bosies in the park.

ما اغلب با بوسه‌هایمان در پارک بازی می‌کنیم.

my bosies and i are planning a fun trip together.

من و بوسه‌هایم در حال برنامه‌ریزی یک سفر سرگرم‌کننده با هم هستیم.

it’s important to share your toys with your bosies.

مهم است اسباب‌بازی‌های خود را با بوسه‌هایتان به اشتراک بگذارید.

we have a secret club with our bosies.

ما یک باشگاه مخفی با بوسه‌هایمان داریم.

every weekend, i meet my bosies for a picnic.

هر آخر هفته، من برای پیک نیک با بوسه‌هایم ملاقات می‌کنم.

my bosies always cheer me up when i'm sad.

بوسه‌های من همیشه وقتی ناراحت هستم، من را شاد می‌کنند.

we tell each other stories during sleepovers with our bosies.

ما در طول مهمانی‌های خواب با بوسه‌هایمان برای یکدیگر داستان تعریف می‌کنیم.

my bosies and i love to explore new places together.

من و بوسه‌هایم عاشق کشف مکان‌های جدید با هم هستیم.

having fun with bosies is the best part of childhood.

گذراندن وقت با بوسه‌ها بهترین بخش دوران کودکی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید