botchers

[ایالات متحده]/ˈbɒtʃərz/
[بریتانیا]/ˈbɑːtʃər z/

ترجمه

n. کارگران غیر ماهر؛ ماهی قزل آلا کوچک

عبارات و ترکیب‌ها

a botcher's job

کار یک دست‌مریز

botchers at work

دست‌مرزی در حال کار

a botcher's attempt

تلاش یک دست‌مریز

جملات نمونه

the botchers ruined the entire project with their mistakes.

اشتباهاتشان کل پروژه را خراب کرد.

we can't afford to hire botchers for this important task.

ما توان پرداخت هزینه استخدام افراد ناکارآمد برای این کار مهم را نداریم.

even the best teams can have botchers among them.

حتی بهترین تیم‌ها هم ممکن است افراد ناکارآمد در میان خود داشته باشند.

his reputation suffered because he was seen as a botcher.

شهرت او به این دلیل آسیب دید که او را فردی ناکارآمد می‌دیدند.

botchers often make careless mistakes that cost time and money.

افراد ناکارآمد اغلب اشتباهات بی‌دقتی مرتکب می‌شوند که باعث اتلاف وقت و هزینه می‌شود.

the project failed due to the involvement of botchers.

به دلیل دخالت افراد ناکارآمد، پروژه شکست خورد.

she warned him not to trust the botchers in the group.

او به او هشدار داد که به افراد ناکارآمد در گروه اعتماد نکند.

it’s better to do it yourself than to hire botchers.

بهتر است خودتان انجام دهید تا اینکه افراد ناکارآمد استخدام کنید.

botchers can create more problems than they solve.

افراد ناکارآمد می‌توانند مشکلات بیشتری نسبت به راه‌حل‌هایی که ارائه می‌دهند، ایجاد کنند.

we need to identify the botchers before they cause more damage.

ما باید افراد ناکارآمد را قبل از اینکه آسیب بیشتری وارد کنند، شناسایی کنیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید