bothies

[ایالات متحده]/'bɔθi/
[بریتانیا]/ˈbɑθi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کلبه یا کلبه کوچک، معمولاً به عنوان پناهگاهی برای کارگران استفاده می‌شود.

جملات نمونه

The architectural proposal will consist of an offshore cultivation farm, farmers’ bothy, floating restaurant and new pier seaweed baths and drying tower.

پیشنهاد معماری شامل مزرعه کشت دریایی، کلبه کشاورزان، رستوران شناور و حمام و برج خشک کن جلبک دریایی جدید خواهد بود.

They decided to stay overnight in a bothy during their hiking trip.

آنها تصمیم گرفتند در طول سفر پیاده‌روی خود یک شب در یک کلبه بمانند.

The bothy provided shelter from the harsh weather conditions outside.

کلبه از شرایط آب و هوایی نامساعد در خارج از آن محافظت می‌کرد.

The bothy was equipped with a fireplace for warmth.

کلبه مجهز به شومینه برای گرمایش بود.

The hikers gathered around the fire in the bothy to share stories.

گردشگران دور شومینه در کلبه جمع شدند تا داستان‌هایی را با هم به اشتراک بگذارند.

The bothy had a basic kitchen where they could cook simple meals.

کلبه آشپزخانه ساده‌ای داشت که در آن می‌توانستند وعده‌های غذایی ساده‌ای بپزند.

The bothy was located in a remote area, far from civilization.

کلبه در یک منطقه دورافتاده، دور از تمدن واقع شده بود.

The bothy had a rustic charm with its wooden beams and stone walls.

کلبه با تیرهای چوبی و دیوارهای سنگی، جذابیت روستایی داشت.

The bothy offered a peaceful retreat from the hustle and bustle of city life.

کلبه یک پناهگاه آرامش‌بخش از شلوغی زندگی شهری ارائه می‌داد.

The bothy was a popular stop for hikers exploring the rugged terrain.

کلبه یک توقف محبوب برای کوهنوردانی بود که در حال کاوش در زمین ناهموار بودند.

The bothy had a stunning view of the surrounding mountains.

کلبه منظره‌ای خیره‌کننده از کوه‌های اطراف داشت.

نمونه‌های واقعی

If they're edible but slightly bruised, then they go in for the bothy dinner.

اگر قابل خوردن باشند اما کمی له شده باشند، آنها را برای شام در کلبه می‌برند.

منبع: Victoria Kitchen

Sleeping in such an isolated hilltop position usually requires camping or roughing it in a bothy, but making the cabin small (7ft x 12ft) and movable gets around building regulations.

خوابیدن در چنین موقعیت ایزوله و مرتفع معمولاً نیاز به کمپینگ یا زندگی سخت در یک کلبه دارد، اما کوچک کردن (7 فوت در 12 فوت) و قابل حمل کردن کلبه، قوانین ساختمانی را دور می‌زند.

منبع: Selected English short passages

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید