botulism

[ایالات متحده]/bɒˈtʊlɪzəm/
[بریتانیا]/boʊˈtʊlɪzəm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. بیماری جدی ناشی از سم تولید شده توسط باکتری Clostridium botulinum.; مسمومیت غذایی ناشی از باکتری Clostridium botulinum.
Word Forms
جمعbotulisms

عبارات و ترکیب‌ها

botulism risk

خطر بوتولیسم

food botulism

بوتولیسم غذایی

prevent botulism

جلوگیری از بوتولیسم

botulism cases

موارد بوتولیسم

detect botulism

تشخیص بوتولیسم

treat botulism

درمان بوتولیسم

botulism toxin

سم بوتولیسم

antitoxin botulism

ضد سم بوتولیسم

جملات نمونه

botulism is a serious illness caused by a toxin.

بوتیلیسم یک بیماری جدی است که توسط یک سم ایجاد می‌شود.

symptoms of botulism include weakness and dizziness.

علائم بوتولیسم شامل ضعف و سرگیجه است.

foodborne botulism can occur from improperly canned foods.

بوتیلیسم غذایی می‌تواند از مصرف غذاهای به درستی کنسرو نشده رخ دهد.

infant botulism can affect babies under one year old.

بوتیلیسم نوزادی می‌تواند بر نوزادان زیر یک سال تأثیر بگذارد.

preventing botulism requires proper food handling techniques.

جلوگیری از بوتولیسم نیاز به تکنیک‌های مناسب رسیدگی به مواد غذایی دارد.

botulism can lead to respiratory failure if untreated.

بوتیلیسم در صورت عدم درمان می‌تواند منجر به نارسایی تنفسی شود.

doctors can treat botulism with antitoxin medication.

پزشکان می‌توانند با استفاده از داروی پادسمی بوتولیسم را درمان کنند.

awareness of botulism is crucial for food safety.

آگاهی از بوتولیسم برای ایمنی غذا بسیار مهم است.

outbreaks of botulism are rare but can be deadly.

شیوع بوتولیسم نادر است اما می‌تواند کشنده باشد.

botulism can be diagnosed through laboratory tests.

می‌توان بوتولیسم را از طریق آزمایش‌های آزمایشگاهی تشخیص داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید