boudin

[ایالات متحده]/buːˈdɛ̃/
[بریتانیا]/boo-dan/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی سوسیس ساخته شده از گوشت خوک و خون.
Word Forms
جمعboudins

عبارات و ترکیب‌ها

boudin sausage

سوسیس بودین

boudin blanc

بودین بلانک

boudin noir

بودین نوآر

try boudin

سوسیس بودین را امتحان کنید

boudin recipe

دستورالعمل سوسیس بودین

جملات نمونه

he loves to eat boudin for breakfast.

او عاشق خوردن بودین برای صبحانه است.

they served boudin at the family gathering.

آنها بودین را در جمع خانوادگی سرو کردند.

she learned how to make boudin from her grandmother.

او یاد گرفت چگونه بودین را از مادربزرگش درست کند.

boudin is a popular dish in louisiana cuisine.

بودین یک غذای محبوب در آشپزی لوئیزیانا است.

we found a great recipe for homemade boudin.

ما یک دستور العمل عالی برای بودین خانگی پیدا کردیم.

he prefers spicy boudin over mild.

او ترجیح می دهد بودین تند را به ملایم.

at the festival, they had a boudin-eating contest.

در جشنواره، آنها مسابقه خوردن بودین داشتند.

she brought boudin as a special treat for the picnic.

او بودین را به عنوان یک خوراکی ویژه برای پیک نیک آورد.

he enjoys pairing boudin with a cold beer.

او از ترکیب بودین با یک آبجو سرد لذت می برد.

they sell different types of boudin at the market.

آنها انواع مختلف بودین را در بازار می فروشند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید