bowleg

[ایالات متحده]/baʊˌlɛɡ/
[بریتانیا]/bauˈleg/

ترجمه

n. پاهایی که در زانو به سمت خارج منحنی هستند
Word Forms
جمعbowlegs

عبارات و ترکیب‌ها

bowleg stance

وضعیت قوس پا

bowlegs apart

قوس پاها باز

bowleg shape

شکل قوس پا

bowleg gait

راه رفتن با قوس پا

bowlegs spread

گسترش قوس پاها

bowlegs inward

قوس پاها به سمت داخل

correct bowlegs

اصلاح قوس پا

bowleg child

کودک با قوس پا

visible bowlegs

قوس پاهای قابل مشاهده

جملات نمونه

he was born with bowleg, which made walking difficult.

او با پای ضربدری متولد شد که راه رفتن را برایش دشوار می‌کرد.

bowleg can sometimes lead to joint pain in adults.

پای ضربدری گاهی اوقات می‌تواند منجر به درد مفاصل در بزرگسالان شود.

doctors recommend exercises to correct bowleg in children.

پزشکان ورزش‌هایی را برای اصلاح پای ضربدری در کودکان توصیه می‌کنند.

bowleg can be a result of nutritional deficiencies during childhood.

پای ضربدری می‌تواند ناشی از کمبودهای تغذیه‌ای در دوران کودکی باشد.

many athletes are concerned about the impact of bowleg on their performance.

بسیاری از ورزشکاران نگران تأثیر پای ضربدری بر عملکرد خود هستند.

physical therapy can help improve the condition of bowleg.

فیزیوتراپی می‌تواند به بهبود وضعیت پای ضربدری کمک کند.

she wore special shoes to support her bowleg.

او برای حمایت از پای ضربدری خود کفش‌های مخصوصی پوشید.

bowleg is often diagnosed in early childhood.

پای ضربدری اغلب در اوایل کودکی تشخیص داده می‌شود.

parents should monitor their children's leg development for signs of bowleg.

والدین باید رشد اندام کودکان خود را برای علائم پای ضربدری زیر نظر داشته باشند.

bowleg can affect one's gait and overall posture.

پای ضربدری می‌تواند بر راه رفتن و وضعیت کلی بدن تأثیر بگذارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید