bowy

[ایالات متحده]/ˈbəʊi/
[بریتانیا]/ˈboʊi/

ترجمه

n. یک نام شخصی از مبدأ آلمانی
شکل‌های واژه
صفت تفضیلیbowyer

جملات نمونه

her new bowy haircut really suits her face shape.

چرخ دستی جدید او واقعاً با فرم چهره‌اش متناسب است.

most commercial cereals have added sugary coatings.

بیشتر غلات تجاری پوشش‌های شیرین اضافی دارند.

the neighborhood is noisy and rowdy at night.

این محله در شب سر و صدا و فوضی است.

coastal cities are often windy and rainy during autumn.

شهرهای ساحلی معمولاً در پاییز بادی و بارانی هستند.

he felt low-spirited after hearing the bad news.

پس از شنیدن خبر بد، او احساس ناامیدی کرد.

the project budget is nowy and needs revision.

بودجه پروژه ناکارآمد است و نیاز به بازنگری دارد.

the painter used a showy palette of bright neon colors.

نقاش از یک مجموعه رنگ‌های نئون روشن و جذاب استفاده کرد.

sharing dowry traditions varies significantly across different cultures.

سنت‌های تقسیم دوام در فرهنگ‌های مختلف به طور قابل توجهی متفاوت است.

such flowery language is difficult for beginners to understand.

چنین زبان گل‌گونی برای مبتدیان دشوار است.

we need a sturdy trowel for the heavy gardening work.

برای کارهای گیاه‌پروری سنگین، ما به یک چرخ دستی محکم نیاز داریم.

the actor gave a lowy and humble speech at the ceremony.

بازیگر در جایگاه آیین، یک سخنرانی پایین‌تر و خشک‌تر ارائه داد.

crows are known to be cowy birds in many folklores.

کوره‌ها در بسیاری از داستان‌های مردمی به عنوان پرندگان خشک شناخته می‌شوند.

he prefers a nowy approach rather than traditional methods.

او به جای روش‌های سنتی، از رویکردهای ناکارآمد ترجیح می‌دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید