bractlets

[ایالات متحده]/ˈbrækəlɪts/
[بریتانیا]/ˈbrækəˌlɛts/

ترجمه

n. دولمه‌های کوچک، به ویژه آنهایی که در ساقه گل خوشه‌بندی شده‌اند.

عبارات و ترکیب‌ها

bractlets arrangement

چیدمان دستبند

many bractlets

دستبندهای زیاد

bractlets color

رنگ دستبند

small bractlets

دستبندهای کوچک

green bractlets

دستبندهای سبز

bractlets shape

شکل دستبند

red bractlets

دستبندهای قرمز

bractlets growth

رشد دستبند

close bractlets

دستبندهای بسته

bractlets size

اندازه دستبند

جملات نمونه

the bractlets of the plant are often overlooked.

برگچه‌های گیاه اغلب نادیده گرفته می‌شوند.

bractlets can vary greatly in shape and size.

برگچه‌ها می‌توانند از نظر شکل و اندازه بسیار متفاوت باشند.

some flowers have colorful bractlets that attract pollinators.

برخی از گل‌ها دارای برگچه‌های رنگارنگ هستند که حشرات گرده‌افشان را جذب می‌کنند.

bractlets are important for the identification of certain species.

برگچه‌ها برای شناسایی گونه‌های خاص مهم هستند.

the bractlets provide support for the developing flowers.

برگچه‌ها از گل‌های در حال رشد پشتیبانی می‌کنند.

in some plants, bractlets are modified leaves.

در برخی گیاهان، برگچه‌ها برگ‌های تغییر یافته هستند.

bractlets can sometimes be mistaken for petals.

برگچه‌ها گاهی اوقات ممکن است با گلبرگ‌ها اشتباه گرفته شوند.

the arrangement of bractlets can influence pollination success.

چیدمان برگچه‌ها می‌تواند بر موفقیت گرده‌افشانی تأثیر بگذارد.

botanists study bractlets to understand plant evolution.

گیاه‌شناسان برای درک تکامل گیاهان، برگچه‌ها را مطالعه می‌کنند.

bractlets can be found in various plant families.

برگچه‌ها را می‌توان در خانواده‌های مختلف گیاهان یافت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید