brasilia

[ایالات متحده]/brə'ziliə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. پایتخت برزیل، برازیلیا.

عبارات و ترکیب‌ها

brasilia city

شهر برازیلیا

visit brasilia

بازدید از برازیلیا

live in brasilia

زندگی در برازیلیا

fly to brasilia

پرواز به برازیلیا

see brasilia

دیدن برازیلیا

know brasilia

دانستن برازیلیا

جملات نمونه

brasilia is the capital of brazil.

برازیلیا پایتخت برزیل است.

the architecture in brasilia is unique.

معماری در برازیلیا منحصر به فرد است.

many tourists visit brasilia every year.

هر سال بسیاری از گردشگران از برازیلیا بازدید می‌کنند.

brasilia was designed by oscar niemeyer.

برازیلیا توسط اسکار نیمیر طراحی شده است.

there are many parks in brasilia.

پارک‌های زیادی در برازیلیا وجود دارد.

brasilia has a modern transportation system.

برازیلیا دارای یک سیستم حمل و نقل مدرن است.

the climate in brasilia is generally dry.

آب و هوای برازیلیا به طور کلی خشک است.

people in brasilia enjoy outdoor activities.

مردم برازیلیا از فعالیت‌های فضای باز لذت می‌برند.

brasilia is known for its cultural events.

برازیلیا به دلیل رویدادهای فرهنگی خود شناخته شده است.

studying in brasilia can be a great experience.

مطالعه در برازیلیا می‌تواند یک تجربه عالی باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید