ruptures

[ایالات متحده]/ˈrʌptʃəz/
[بریتانیا]/ˈrʌptʃərz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. پارگی‌ها یا انفجارها در بافت‌های بدنی؛ انفجارها؛ فتق
v. باعث پارگی یا انفجار شدن؛ باعث شکستن بافت‌های بدنی شدن؛ باعث از بین رفتن یک رابطه دوستانه شدن؛ باعث قطع دوستی شدن

عبارات و ترکیب‌ها

tissue ruptures

پارگی بافت

ruptures occur

پارگی رخ می‌دهد

ruptures happen

پارگی اتفاق می‌افتد

ruptures detected

پارگی تشخیص داده شد

ruptures reported

پارگی گزارش شد

ruptures analyzed

پارگی تحلیل شد

ruptures treated

پارگی درمان شد

ruptures investigated

پارگی مورد بررسی قرار گرفت

ruptures observed

پارگی مشاهده شد

ruptures repaired

پارگی ترمیم شد

جملات نمونه

the sudden ruptures in the pipeline caused a major leak.

گسل‌های ناگهانی در خط لوله باعث نشت جدی شد.

ruptures in the fabric of society can lead to unrest.

گسل‌ها در بافت جامعه می‌توانند منجر به ناآرامی شوند.

she experienced emotional ruptures after the breakup.

او پس از جدایی، دچار گسلهای عاطفی شد.

ruptures in the earth's crust can cause earthquakes.

گسل‌ها در پوسته زمین می‌توانند باعث زلزله شوند.

the doctor warned him about potential ruptures in his organs.

پزشک به او در مورد احتمال گسلهای احتمالی در اندام‌هایش هشدار داد.

ruptures in diplomatic relations can have global implications.

گسل‌ها در روابط دیپلماتیک می‌توانند پیامدهای جهانی داشته باشند.

she suffered from muscle ruptures due to overtraining.

او دچار گسلهای عضلانی به دلیل تمرین بیش از حد شد.

ruptures in communication can lead to misunderstandings.

گسل‌ها در ارتباطات می‌تواند منجر به سوء تفاهم شود.

the report highlighted the ruptures in the financial system.

گزارش به گسلهای موجود در سیستم مالی اشاره کرد.

ruptures in blood vessels can be life-threatening.

گسلهای رگ‌های خونی می‌توانند تهدید کننده حیات باشند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید