tissue ruptures
پارگی بافت
ruptures occur
پارگی رخ میدهد
ruptures happen
پارگی اتفاق میافتد
ruptures detected
پارگی تشخیص داده شد
ruptures reported
پارگی گزارش شد
ruptures analyzed
پارگی تحلیل شد
ruptures treated
پارگی درمان شد
ruptures investigated
پارگی مورد بررسی قرار گرفت
ruptures observed
پارگی مشاهده شد
ruptures repaired
پارگی ترمیم شد
the sudden ruptures in the pipeline caused a major leak.
گسلهای ناگهانی در خط لوله باعث نشت جدی شد.
ruptures in the fabric of society can lead to unrest.
گسلها در بافت جامعه میتوانند منجر به ناآرامی شوند.
she experienced emotional ruptures after the breakup.
او پس از جدایی، دچار گسلهای عاطفی شد.
ruptures in the earth's crust can cause earthquakes.
گسلها در پوسته زمین میتوانند باعث زلزله شوند.
the doctor warned him about potential ruptures in his organs.
پزشک به او در مورد احتمال گسلهای احتمالی در اندامهایش هشدار داد.
ruptures in diplomatic relations can have global implications.
گسلها در روابط دیپلماتیک میتوانند پیامدهای جهانی داشته باشند.
she suffered from muscle ruptures due to overtraining.
او دچار گسلهای عضلانی به دلیل تمرین بیش از حد شد.
ruptures in communication can lead to misunderstandings.
گسلها در ارتباطات میتواند منجر به سوء تفاهم شود.
the report highlighted the ruptures in the financial system.
گزارش به گسلهای موجود در سیستم مالی اشاره کرد.
ruptures in blood vessels can be life-threatening.
گسلهای رگهای خونی میتوانند تهدید کننده حیات باشند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید