bridecake

[ایالات متحده]/braɪdkeɪk/
[بریتانیا]/braydkeik/

ترجمه

n. کیکی که در مراسم عروسی تهیه و خورده می‌شود.
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

bridecake topper

سایه‌بان کیک عروس

cut the bridecake

کیک عروس را برش بزنید

bridecake flavors

طعم‌های کیک عروس

bridecake design

طراحی کیک عروس

taste bridecake

کیک عروس را بچشید

order bridecake

سفارش کیک عروس

bridecake tiers

طبقات کیک عروس

see bridecake

کیک عروس را ببینید

جملات نمونه

the bridecake was beautifully decorated with fresh flowers.

کیک عروس به زیبایی با گل‌های تازه تزئین شده بود.

traditionally, the bridecake is served at the wedding reception.

به طور سنتی، کیک عروس در پذیرایی عروسی سرو می‌شود.

many couples choose a multi-tiered bridecake for their special day.

زوج‌های زیادی یک کیک عروس چند طبقه برای روز خاص خود انتخاب می‌کنند.

the bridecake was made from rich chocolate and vanilla layers.

کیک عروس از لایه‌های غنی شکلات و وانیل تهیه شده بود.

guests were excited to taste the delicious bridecake after the ceremony.

مهمانان برای چشیدن کیک عروس خوشمزه پس از مراسم هیجان‌زده بودند.

they decided to personalize the bridecake with their initials.

آنها تصمیم گرفتند کیک عروس را با نام‌هایشان شخصی‌سازی کنند.

it is customary to save a piece of the bridecake for the couple's first anniversary.

بر اساس سنت، لازم است تکه‌ای از کیک عروس را برای اولین سالگرد ازدواج زوج نگهداری کرد.

the bridecake was a stunning centerpiece at the wedding.

کیک عروس یک نقطه کانونی خیره‌کننده در عروسی بود.

she spent weeks planning the design of her bridecake.

او هفته‌ها برای برنامه‌ریزی طراحی کیک عروس خود وقت گذاشت.

after cutting the bridecake, the couple shared a sweet moment together.

پس از برش کیک عروس، زوج لحظه‌ای شیرین را با هم گذراندند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید