bristolian

[ایالات متحده]/ˈbrɪstəliən/
[بریتانیا]/ˈbrɪstəliən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک فرد از برستول، انگلستان؛ مربوط به شهر برستول.
شکل‌های واژه

جملات نمونه

the true bristolian spirit is characterized by resilience and creativity.

روانی واقعی برشتونی با مقاومت و خلاقیت مشخص می‌شود.

he speaks with a distinct bristolian accent, dropping his ls.

او با یک تأکید برشتونی متمایز صحبت می‌کند و حروف L خود را از دست می‌دهد.

we decided to try the famous bristolian breakfast at the harbor.

ما تصمیم گرفتیم صبحانه معروف برشتونی را در بندر امتحان کنیم.

she is a proud bristolian who was born and raised in stokes croft.

او یک برشتونی خوشحال است که در استوکس کروفت به دنیا آمده و بزرگ شده است.

the museum showcases the rich history of bristolian maritime trade.

موزه تاریخ غنی تجارت دریایی برشتونی را نمایش می‌دهد.

you can hear the bristolian dialect in the local markets.

شما می‌توانید گویش برشتونی را در بازارهای محلی بشنوا.

the artist is known for his unique bristolian street art style.

هنرمند به خاطر سبک منحصر به فرد هنر خیابانی برشتونی‌اش معروف است.

nothing beats a warm bristolian cider on a rainy afternoon.

هیچ چیز نمی‌تواند یک سیتر گرم برشتونی در بعد از ظهر بارانی را باطل کند.

the guide provided a list of essential bristolian slang words.

راهنمای لیستی از کلمات گویش برشتونی ضروری را ارائه داد.

this cafe serves authentic bristolian pies and pastries.

این کافه پای و نان‌های واقعی برشتونی را سریع می‌کند.

many bristolian musicians have gained international fame recently.

بسیاری از موسیقی‌دانان برشتونی اخیراً شهرت بین‌المللی کسب کرده‌اند.

he wrote a book detailing the bristolian experience during the war.

او یک کتاب نوشته است که تجربه برشتونی در دوران جنگ را تفصیل می‌دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید