brittanies

[ایالات متحده]/ˈbrɪtənɪz/
[بریتانیا]/ˈbrɪtniz/

ترجمه

n. جمع بریتانی، اشاره به مناطق یا مردم از منطقه فرانسوی بریتانی.

عبارات و ترکیب‌ها

brittanies biscuits

بیسکویت‌های بریٹن

french brittanies

بریٹن‌های فرانسوی

brittanies region

منطقه بریٹن

جملات نمونه

brittanies are known for their friendly nature.

بریتنی‌ها به خاطر طبیعت دوستانه خود شناخته می‌شوند.

many families love to adopt brittanies as pets.

خانواده‌های زیادی دوست دارند بریتنی‌ها را به عنوان حیوان خانگی به فرز بگیرند.

brittanies require regular exercise to stay healthy.

بریتنی‌ها برای سالم ماندن به ورزش منظم نیاز دارند.

training brittanies can be a rewarding experience.

آموزش بریتنی‌ها می‌تواند یک تجربه پاداش‌دهنده باشد.

brittanies are excellent hunting dogs.

بریتنی‌ها سگ‌های شکارچی عالی هستند.

socializing brittanies from a young age is important.

اجتماعی کردن بریتنی‌ها از سنین پایین مهم است.

grooming brittanies is relatively easy.

آرايش كردن بريتني‌ها نسبتاً آسان است.

people admire the agility of brittanies in competitions.

افراد از چابکی بریتنی‌ها در مسابقات تحسین می‌کنند.

adopting a brittany can bring joy to your home.

به فرز گرفتن یک بریتنی می‌تواند شادی را به خانه شما بیاورد.

brittanies thrive in active households.

بریتنی‌ها در خانه‌های فعال شکوفا می‌شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید