brocaded

[ایالات متحده]/brəʊ'keɪdɪd/
[بریتانیا]/brə'kedɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. با نخ‌های ابریشمی بافته شده تا یک طرح برجسته ایجاد کند؛ ساخته شده از بروکاد؛ دارای طرح برجسته‌ای که با بافتن ایجاد شده است

عبارات و ترکیب‌ها

brocaded fabric

پارچه بافت طلایی

brocaded design

طرح بافت طلایی

intricately brocaded

بافت طلایی پیچیده

embroidered brocade

براق با گلدوزی

gilded brocade

براق طلایی

جملات نمونه

a heavily brocaded blanket.

یک پتو با پارچه ابریشمین سنگین گلدوزی شده

the heavily brocaded drapes that she had relined.

پرده‌های سنگین و گلدوزی شده با پارچه ابریشمین که دوباره آستر شده بودند.

Nanon was wonderstruck at the sight of a green silk dressing-gown, brocaded with gold flowers in an antique design.

نانون با دیدن یک دامن پوشیده از ابریشم سبز که با گل‌های طلایی با طرح قدیمی گلدوزی شده بود، متحیر شد.

a brocaded silk dress

یک لباس ابریشمی گلدوزی شده

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید