brocaded fabric
پارچه بافت طلایی
brocaded design
طرح بافت طلایی
intricately brocaded
بافت طلایی پیچیده
embroidered brocade
براق با گلدوزی
gilded brocade
براق طلایی
a heavily brocaded blanket.
یک پتو با پارچه ابریشمین سنگین گلدوزی شده
the heavily brocaded drapes that she had relined.
پردههای سنگین و گلدوزی شده با پارچه ابریشمین که دوباره آستر شده بودند.
Nanon was wonderstruck at the sight of a green silk dressing-gown, brocaded with gold flowers in an antique design.
نانون با دیدن یک دامن پوشیده از ابریشم سبز که با گلهای طلایی با طرح قدیمی گلدوزی شده بود، متحیر شد.
a brocaded silk dress
یک لباس ابریشمی گلدوزی شده
brocaded fabric
پارچه بافت طلایی
brocaded design
طرح بافت طلایی
intricately brocaded
بافت طلایی پیچیده
embroidered brocade
براق با گلدوزی
gilded brocade
براق طلایی
a heavily brocaded blanket.
یک پتو با پارچه ابریشمین سنگین گلدوزی شده
the heavily brocaded drapes that she had relined.
پردههای سنگین و گلدوزی شده با پارچه ابریشمین که دوباره آستر شده بودند.
Nanon was wonderstruck at the sight of a green silk dressing-gown, brocaded with gold flowers in an antique design.
نانون با دیدن یک دامن پوشیده از ابریشم سبز که با گلهای طلایی با طرح قدیمی گلدوزی شده بود، متحیر شد.
a brocaded silk dress
یک لباس ابریشمی گلدوزی شده
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید