bromegrass

[ایالات متحده]/braʊmɡræs/
[بریتانیا]/braʊmˈɡræs/

ترجمه

n. نوعی علف متعلق به جنس *Bromus*.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

bromegrass growth

رشد علف برمه

bromegrass field

میدان علف برمه

bromegrass hay

کاه علف برمه

bromegrass seeds

بذر علف برمه

control bromegrass

کنترل علف برمه

bromegrass variety

نوع علف برمه

planting bromegrass

کاشت علف برمه

bromegrass cover

پوشش علف برمه

bromegrass pasture

چمنزار علف برمه

invasive bromegrass

علف برمه تهاجمی

جملات نمونه

bromegrass is often used for erosion control.

برگربوم اغلب برای کنترل فرسایش استفاده می‌شود.

farmers prefer bromegrass for its high nutritional value.

کشاورزان به دلیل ارزش غذایی بالای برگربوم، به آن ترجیح می‌دهند.

bromegrass can thrive in a variety of soil types.

برگربوم می‌تواند در انواع مختلف خاک رشد کند.

many livestock farmers plant bromegrass for grazing.

بسیاری از دامداران برگربوم را برای چراگاه می‌کارند.

bromegrass is known for its drought resistance.

برگربوم به دلیل مقاومت در برابر خشکی شناخته شده است.

incorporating bromegrass into crop rotation can improve soil health.

قرار دادن برگربوم در تناوب زراعی می‌تواند سلامت خاک را بهبود بخشد.

bromegrass can be a valuable addition to hay production.

برگربوم می‌تواند یک افزودنی ارزشمند به تولید علوفه باشد.

research shows that bromegrass increases biodiversity in pastures.

تحقیقات نشان می‌دهد که برگربوم تنوع زیستی را در مراتع افزایش می‌دهد.

farmers often mix bromegrass with clover for better yields.

کشاورزان اغلب برگربوم را با چاودر مخلوط می‌کنند تا عملکرد بهتری حاصل شود.

proper management of bromegrass can lead to sustainable farming.

مدیریت مناسب برگربوم می‌تواند منجر به کشاورزی پایدار شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید