bromus

[ایالات متحده]/ˈbrəʊməs/
[بریتانیا]/ˈbroʊməs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک گونه گیاهی بزرگ از گیاهان خشکی، که به طور کلی به عنوان گیاه گندمی شناخته می‌شود.
شکل‌های واژه
جمعbromuss

جملات نمونه

bromus grasses are common in temperate regions.

گیاهان جنس بروموس در مناطق گرمایی رایج هستند.

the field was overgrown with bromus species.

این زمین با گیاهان جنس بروموس پر شده بود.

bromus secalinus is considered a weed in wheat fields.

بروموس سیکالینوس به عنوان یک گیاه خارج از کفته در مزارع گندم در نظر گرفته می‌شود.

farmers often struggle with bromus infestations.

کشاورزان اغلب با آلودگی‌های بروموس مبارزه می‌کنند.

bromus tectorum is an invasive species in north america.

بروموس تکتوروم یک گونه نفوذ کننده در آمریکای شمالی است.

the bromus dominated the grassland ecosystem.

بروموس در سیستم اکولوژیک گیاهان گوشتی حاکم بود.

researchers are studying bromus genetics.

پژوهشگران به مطالعه ژنتیک بروموس مشغول هستند.

bromus hay is used as animal feed.

چای بروموس به عنوان غذای حیوانات استفاده می‌شود.

the bromus flowers bloom in early summer.

گل‌های بروموس در ابتدای تابستان گشایش می‌یابند.

control methods for bromus are being developed.

روش‌های کنترل بروموس در حال توسعه است.

bromus species have deep root systems.

گونه‌های بروموس سیستم ریشه‌های عمیق دارند.

the bromus seeds spread easily in the wind.

دانه‌های بروموس به راحتی در باد پراکنده می‌شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید