bronchospasms

[ایالات متحده]/brɒŋkəˈspæzmz/
[بریتانیا]/brɑːŋˌkɛˈspæmz/

ترجمه

n. انقباض غیر ارادی عضلات برونش، که باعث تنگی نفس و خس خس سینه می‌شود.

عبارات و ترکیب‌ها

bronchospasms occur

برونکواسپاسم رخ می‌دهد

control bronchospasms

کنترل برونکواسپاسم

treat bronchospasms

درمان برونکواسپاسم

severe bronchospasms

برونکواسپاسم شدید

acute bronchospasms

برونکواسپاسم حاد

during bronchospasms

در طول برونکواسپاسم

prevent bronchospasms

جلوگیری از برونکواسپاسم

relieving bronchospasms

تسکین برونکواسپاسم

worsening bronchospasms

بدتر شدن برونکواسپاسم

جملات نمونه

bronchospasms can occur in patients with asthma.

برونکواسپاسم‌ها می‌توانند در بیماران مبتلا به آسم رخ دهند.

inhalers are often used to relieve bronchospasms.

اینهاها اغلب برای تسکین برونکواسپاسم‌ها استفاده می‌شوند.

severe bronchospasms may require emergency treatment.

برونکواسپاسم‌های شدید ممکن است نیاز به درمان اورژانسی داشته باشند.

allergic reactions can trigger bronchospasms.

واکنش‌های آلرژیک می‌توانند باعث ایجاد برونکواسپاسم شوند.

bronchospasms can lead to difficulty breathing.

برونکواسپاسم‌ها می‌توانند منجر به تنگی نفس شوند.

patients should monitor their symptoms for bronchospasms.

بیماران باید علائم خود را برای برونکواسپاسم بررسی کنند.

bronchospasms are often associated with respiratory infections.

برونکواسپاسم‌ها اغلب با عفونت‌های تنفسی مرتبط هستند.

medications can help prevent bronchospasms in chronic conditions.

داروها می‌توانند به پیشگیری از برونکواسپاسم در شرایط مزمن کمک کنند.

understanding triggers is important for managing bronchospasms.

درک عوامل محرک برای مدیریت برونکواسپاسم‌ها مهم است.

bronchospasms may worsen during physical exertion.

برونکواسپاسم‌ها ممکن است در طول فعالیت بدنی تشدید شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید