dark broods
تولد تاریک
broods of chicks
گروه جوجهها
broods over
بر روی لانه میکند
broods in silence
در سکوت لانه میکند
broods of thoughts
گروه افکار
broods of ideas
گروه ایدهها
broods of emotions
گروه احساسات
broods at night
در شب لانه میکند
broods in darkness
در تاریکی لانه میکند
broods with worry
با نگرانی لانه میکند
she often broods over her past mistakes.
او اغلب در مورد اشتباهات گذشته خود فکر میکند.
he broods in silence, lost in his thoughts.
او در سکوت فکر میکند و در افکار خود غرق میشود.
don't brood too much; it's not good for your health.
زیاد فکر نکنید؛ برای سلامتی شما خوب نیست.
the artist broods over his next masterpiece.
هنرمند در مورد شاهکار بعدی خود فکر میکند.
she broods about her future career choices.
او در مورد انتخابهای شغلی آینده خود فکر میکند.
he tends to brood when things don't go his way.
وقتی همه چیز طبق میل او پیش نمیرود، او معمولاً فکر میکند.
brooding can lead to negative thoughts and feelings.
فکر کردن زیاد میتواند منجر به افکار و احساسات منفی شود.
they found him brooding on the rooftop at sunset.
آنها او را در هنگام غروب آفتاب در پشتبام در حال فکر کردن پیدا کردند.
she broods over her relationships and what went wrong.
او در مورد روابط خود و آنچه که اشتباه پیش رفته فکر میکند.
the character in the novel often broods about life.
شخصیت رمان اغلب در مورد زندگی فکر میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید