broods

[ایالات متحده]/bruːdz/
[بریتانیا]/bruds/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. گروهی از پرندگان یا حیوانات جوان که در یک زمان هچ شده‌اند؛ یک خانواده از نسل‌ها
v. روی تخم‌ها نشستن تا آن‌ها را هچ کند؛ به طور عمیق و نگران‌کننده درباره چیزی فکر کردن

عبارات و ترکیب‌ها

dark broods

تولد تاریک

broods of chicks

گروه جوجه‌ها

broods over

بر روی لانه می‌کند

broods in silence

در سکوت لانه می‌کند

broods of thoughts

گروه افکار

broods of ideas

گروه ایده‌ها

broods of emotions

گروه احساسات

broods at night

در شب لانه می‌کند

broods in darkness

در تاریکی لانه می‌کند

broods with worry

با نگرانی لانه می‌کند

جملات نمونه

she often broods over her past mistakes.

او اغلب در مورد اشتباهات گذشته خود فکر می‌کند.

he broods in silence, lost in his thoughts.

او در سکوت فکر می‌کند و در افکار خود غرق می‌شود.

don't brood too much; it's not good for your health.

زیاد فکر نکنید؛ برای سلامتی شما خوب نیست.

the artist broods over his next masterpiece.

هنرمند در مورد شاهکار بعدی خود فکر می‌کند.

she broods about her future career choices.

او در مورد انتخاب‌های شغلی آینده خود فکر می‌کند.

he tends to brood when things don't go his way.

وقتی همه چیز طبق میل او پیش نمی‌رود، او معمولاً فکر می‌کند.

brooding can lead to negative thoughts and feelings.

فکر کردن زیاد می‌تواند منجر به افکار و احساسات منفی شود.

they found him brooding on the rooftop at sunset.

آنها او را در هنگام غروب آفتاب در پشت‌بام در حال فکر کردن پیدا کردند.

she broods over her relationships and what went wrong.

او در مورد روابط خود و آنچه که اشتباه پیش رفته فکر می‌کند.

the character in the novel often broods about life.

شخصیت رمان اغلب در مورد زندگی فکر می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید