broth

[ایالات متحده]/brɒθ/
[بریتانیا]/brɑθ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مایع مبتنی بر گوشت؛ محیط مایع برای کشت سلول‌ها.

عبارات و ترکیب‌ها

beef broth

آبگوشت گاو

chicken broth

آبگوشت مرغ

vegetable broth

آبگوشت سبزیجات

جملات نمونه

That will be my brother ringing.

احتمالاً برادر من زنگ می زند.

My brother designs to be an engineer.

برادرم قصد دارد مهندس شود.

The girls or their brother is coming.

دختران یا برادرشان می آیند.

You brother a catamite?

آیا برادرت یک کاتامیت است؟

My little brother is such a rogue!

برادر کوچکم چه دزدکی!

I took my brother along.

من برادرم را با خودم آوردم.

My brother go to the local school.

برادرم به مدرسه محلی می رود.

My brother is a six-footer.

برادرم یک قد بلند است.

Brother Luke will say grace.

برادر لوک دعا خواهد کرد.

Your brother is a cold person.

برادرت آدم سردیه.

My brother is working on the railroad.

برادرم روی راه‌آهن کار می‌کند.

My brother is a great reader.

برادرم یک خواننده عالی است.

My brother is fond of study.

برادرم به مطالعه علاقه دارد.

My brother is now very wealthy.

برادرم اکنون بسیار ثروتمند است.

Concentrate the broth by boiling it.

با جوشاندن آبگوشت را غلیظ کنید.

My younger brother is fifteen.

برادر کوچکتر من پانزده ساله است.

My little brother was taken to the infirmary.

برادر کوچکم به پرستری برده شد.

My brother-in-law is an obnoxious know-it-all.

برادر زن من یک همه چیزدان آزاردهنده است.

She took a playful swipe at her brother.

او با شوخی به برادرش ضربه زد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید