brownout

[ایالات متحده]/braʊnaʊt/
[بریتانیا]/braunˈaʊt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. خاموشی جزئی برق؛ کاهش ولتاژ؛ محدودیت موقتی در مصرف برق در یک منطقه محلی.

عبارات و ترکیب‌ها

power brownout

قطع برق اضطراری

brownout warning

هشدار خاموشی

brownout period

مدت خاموشی

brownout recovery

بازگشت از خاموشی

brownout event

حادثه خاموشی

brownout conditions

شرایط خاموشی

brownout plan

برنامه خاموشی

brownout risk

خطر خاموشی

brownout alert

اعلام خاموشی

brownout impact

اثرات خاموشی

جملات نمونه

during the summer, we often experience a brownout in the evenings.

در طول تابستان، اغلب در ساعات عصر با خاموشی مواجه هستیم.

the brownout caused the lights to flicker throughout the building.

خاموشی باعث شد که چراغ‌ها در سراسر ساختمان سوسو بزنند.

residents were advised to conserve energy during the brownout.

به ساکنان توصیه شد در طول خاموشی انرژی را صرفه‌جویی کنند.

we prepared for the brownout by charging our devices in advance.

ما برای خاموشی از قبل دستگاه‌های خود را شارژ کردیم.

the brownout lasted for several hours, disrupting our plans.

خاموشی چندین ساعت طول کشید و برنامه‌های ما را مختل کرد.

after the brownout, the power company worked quickly to restore service.

پس از خاموشی، شرکت برق به سرعت برای بازگرداندن خدمات کار کرد.

many businesses had to close early due to the unexpected brownout.

بسیاری از مشاغل مجبور شدند به دلیل خاموشی غیرمنتظره زودتر تعطیل شوند.

we discussed the causes of the brownout during the town meeting.

ما علل خاموشی را در جلسه شورای شهر مورد بحث قرار دادیم.

installing a backup generator can help during a brownout.

نصب یک ژنراتور پشتیبان می‌تواند در طول خاموشی کمک کند.

the brownout was a reminder to be prepared for power outages.

خاموشی یادآوری بود که برای قطع برق آماده باشید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید