brownsville

[ایالات متحده]/ˈbraʊnz.vɪl/
[بریتانیا]/ˈbraʊnz.vɪl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. براونسفيل (نامی از شهرهای ایالات متحده)
شکل‌های واژه

جملات نمونه

the bus to brownsville leaves at noon.

اتوبوس به براونسفیل در ظهر حرکت می‌کند.

he lives in south brownsville.

او در جنوب براونسفیل زندگی می‌کند.

traffic in brownsville is heavy today.

تрафیک در براونسفیل امروز سنگین است.

she works at the brownsville hospital.

او در بیمارستان براونسفیل کار می‌کند.

they visited the brownsville museum.

آن‌ها موزه براونسفیل را بازدید کردند.

brownsville is a city in texas.

براونسفیل یک شهر در تگزاس است.

the weather in brownsville is hot.

آب و هوا در براونسفیل گرم است.

we drove through brownsville yesterday.

ما دیروز از براونسفیل عبور کردیم.

the mayor of brownsville spoke to the press.

شهردار براونسفیل به رسانه‌ها سخن گفت.

brownsville is located near the border.

براونسفیل در نزدیکی مرز قرار دارد.

i am moving to brownsville next month.

من ماه آینده به براونسفیل می‌مهاجرت کنم.

the flight to brownsville was delayed.

پرواز به براونسفیل تاخیر کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید